را به هدايت الهى مىشناسد و به همين جهت كتاب نازل كرده و رسول ارسال مىكند و اينها ناشى از رحمتى است كه نسبت به بندگانش دارد .
( 7 )
( رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ )
: ( پروردگار آسمانها و زمين و موجودات ميان آندوست ، اگر اهل يقين باشيد )
( 8 )
( لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ )
: ( هيچ معبودى جز او نيست ، اوست كه زنده مىكند و مىميراند و پروردگار شما و نياكان گذشتهء شماست )
در مقابله با عقيده و ثنيّت كه براى هر بخشى از عالم قائل به يك إله و ربّ هستند ، در اينجا براى توضيح بيشتر ( چون در آيه قبلى فرمود ( ربّك ) ) مىخواهد بفرمايد :
پروردگار تو همان پروردگار آسمانها و زمين و موجودات ميان آنهاست و همهء اهل يقين او را مىشناسند و اگر شما هم از اهل يقين باشيد ، البته بدون هيچ شكّى خواهيد دانست كه او پروردگار و ربّ همه چيز است . و ملك و تدبير منحصر در اوست و چون الوهيّت از لوازم ربوبيّت است ، لذا به دنبالش كلمهء توحيد را بيان كرده و فرمود : هيچ معبودى جز او نيست ، در ادامه به مسأله احياء و اماته اشاره مىكند كه اين دو صفت از اخّص صفات خداى تعالى و از شئون تدبير هستند . آنگاه مىفرمايد او همان پروردگار شما و پدران گذشته شماست پس بايد فقط او را بپرستيد و هيچ عبادتى براى غير او جايز نيست .
[ آيهء ( 33 - 9 ) دربارهء امتحان و ابتلاء قوم فرعون و شرح عذاب دخان ]
( 9 )
( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ )
: ( بلكه آنها در شكّى كه دارند سرگرمند )
يعنى قوم رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مردمى كه معاصر آن جناب بودند ، با اين طريق ، يعنى با ارسال رسول و انزال كتاب داراى ايمان و يقين نمىشوند ، بلكه همچنان در شك و ترديد مىمانند و مشغول امور دنيوى خود و لعب و بازى هستند .
( 10 )
( فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ )
: ( پس تو منتظر روزى باش كه آسمان دودى آشكار بياورد )
( 11 )
( يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ )
: ( دودى كه مردم را فرا گيرد و اين عذابى دردناك است )
( 12 )
( رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ )
: ( پروردگارا اين عذاب را از ما بردار ،