و اين آيه تصريح دارد كه شفاعتى در كار هست همچنانكه در آيات ديگر مىفرمايد
( يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
« 1 » )
و يا
( وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
« 2 » )
( 87 )
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ )
: ( و اگر از آنها بپرسى چه كسى ايشان را آفريده ، هر آينه مىگويند : اللّه ، پس به كجا منحرف مىشوند ؟ )
يعنى مشركان به خالقيّت خدا اعتراف دارند ، در حالى كه خلق از تدبير جدا نيست لذا بايد اعتراف كنند كه تنها معبود و خالق مدبّر عالم اللّه است ، پس از راه حق به كجا منحرف مىشوند و چرا بسوى باطل ( شرك ) ميل مىكنند ؟
( 88 )
( وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ )
: ( و علم به سخن پيامبر كه گفت :
پروردگارا اينها مردمى هستند كه ايمان نمىآورند ، نيز در نزد خداست )
اين عبارت عطف به عبارت
( وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ )
در آيه 85 است .
يعنى نزد خداست علم قيامت و علم به سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه گفت : پروردگارا اين قوم من ايمان نمىآورند .
( 89 )
( فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ )
: ( پس از ايشان درگذر و با آنها وداع كن كه به زودى خواهند دانست )
اين آيه تهديد و وعيدى است نسبت به كفار و تسلّى براى رسولخدا است و در آن به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه از آنان اعراض كند و با اين كلام آنحضرت را از ايمان آنها مأيوس مىكند و مىفرمايد : با آنها وداع كن ، يعنى ترك مخاصمه و جدال نما چون آنها هرگز ايمانآور نيستند امّا به زودى در قيامت حقيقت امر را خواهند فهميد .
هامش
شفاعت كبرى خاصّ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و اهل بيت او ( عليهم السلام ) است همچنانكه مقام محمود در سورهء اسراء( عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً )را به آن تفسير كرديم اما شفاعت صغرى و يا شفاعت خاصّه از آن انبياء قرآن ، مؤمنين ، علما و شهدا و . . . است كه اين شفاعت ، اولا ) مخصوص مؤمنين است و ثانيا ) محتاج به اذن الهى است و ثالثا ) شفيع بايد يك مقام قربى در پيشگاه الهى داشته باشد ( مترجم ) .
( 1 ) . سورهء طه ، آيه 108
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيه 29