تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
يعنى خداى تعالى وجود بسيطى است كه هم در آسمانها مستحقّ عبادت است و هم در زمين پس عبادت تنها مستحقّ اوست ، لذا هيچ عبادت و اطاعتى براى غير او ، از بتهاى بشرى و احكام آنها ، جايز نيست . لذا او يگانه معبود و ربّ در عالم وجود است و لازمهء اين ربوبيّت داشتن علم و حكمت مىباشد . ( 85 )
( وَ تَبارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
: ( مبارك و پر خير است آن كسى كه ملك آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست از آن اوست و علم قيامت فقط نزد او مىباشد و بازگشت همه بسوى اوست ) اين آيه در مقام ثنا و ستايش الهى است به جهت اينكه خدا مصدر خير كثير است . و هر يك از سه صفتى كه در آيه ذكر شده ، به تنهايى حجّتى مستقل بر توحيد ربوبيّت خداست ، چون ملك مطلق لازمه‌اش تدبير مطلق است . و علم قيامت هم كه منزل نهايى تمام موجودات است ، فقط در نزد خالق و مدبّر آنهاست كه تدبير همه آنها بدست اوست و همگى در نهايت براى حساب و جزا كه آخرين مرحله تدبير است ، بسوى او باز مىگردند پس كسى كه ملك مطلق و علم به قيامت و رجوع خلايق به نزد اوست ، ربوبيّت هم فقط از آن اوست . ( 86 )
( وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ )
: ( و معبودهايى كه به جاى خدا عبادت مىكنند ، مالك شفاعت آنها نيستند ، تنها كسانى مىتوانند شفاعت كنند كه به دين حق شهادت داده و علم به اعمال خلق داشته باشند ) يعنى كسانى كه به غير خدا معبودهايى را مىپرستيدند ( مانند ملائكه ، جن و بشر و . . ) بايد بدانند كه غير از خدا هيچ معبودى ، مالك شفاعت نيست . مگر كسى كه معترف به توحيد باشد و به حقيقت به اعمال كسانى كه مىخواهد آنها را شفاعت كند ، آگاه باشد پس هيچ شفاعتى نيست جز براى اهل توحيدى كه حق را از روى بصيرت و يقين و با كمال اخلاص دريافته و علم به اعمال شفاعت خواهان داشته باشند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مسأله شفاعت از ضروريات مذهب شيعه است و دو قسم شفاعت داريم : كبرى و صغرى ،