حقّانيت رسالت و در اعجاز به حدّ كمال بود و هيچ نقص و قصورى در آن نبود ، بطوريكه هر يك از ديگرى كاملتر و واضحتر بود . و ما آنها را به عذاب دنيوى از قبيل قحطى ، كمى ميوهها ، طوفان ، ملخ ، شپش ، قورباغه و . . . مبتلا كرديم تا شايد دست از استكبار بردارند و از لجبازى به سوى پذيرش حق و رسالت بازگردند .
( 49 )
( وَ قالُوا يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ )
: ( گفتند :
اى جادوگر ، پروردگار خود را به جهت آن عهدى كه به تو داده بخوان ، تا عذاب را از ما بردارد ، ما حتما به راه خواهيم آمد )
( 50 )
( فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ )
: ( امّا وقتى عذاب را از آنها برداشتيم ، دوباره پيمان شكنى كردند )
( 51 )
( وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ )
: ( و فرعون قوم خود را ندا داد كه اى مردم مصر آيا حكومت مصر از آن من نيست و اين نهرها از دامنه قصرم جريان ندارد ، پس آيا نمىبينيد ؟ )
( 52 )
( أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ )
: ( آيا من بهترم ، يا اين مرد پستى كه قادر به بيان درست هم نيست ؟ )
( 53 )
( فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ )
: ( پس چرا دستبندى از طلا به او داده نشده و يا چرا ملائكه همراه او فرستاده نشدهاند تا قرين و ياور او باشند ؟ )
يعنى فرعونيان وقتى عذاب دنيوى را با چشم خود مىديدند ، با استهزاء و استكبار به حضرت موسى عليه السّلام مىگفتند : اى جادوگر بواسطهء آن عهدى كه پروردگارت به تو داده ، كه اگر ايمان بياوريم عذاب را از ما بردارد ، دعا كن تا عذاب از ما برداشته شود ، ما هم به وعدهء خود عمل مىكنيم و به راه هدايت و ايمان مىگرويم . امّا وقتى كه عذاب از آنها برداشته مىشد ، مجددا نقض عهد و خلف وعده مىكردند و ايمان نمىآوردند و فرعون كه عزّت و شوكت را منحصر در امور مادّى مىديد خطاب به قومش مىگفت : آيا