دوزخ كنند و شيطانها اين گونه افراد را از ذكر حق و راه حق منصرف كرده و باز مىدارند ، و آنوقت است كه خودشان خيال مىكنند به سوى حق راه يافتهاند و هدايت شدهاند و اين امر نشانهء آنست كه اينها از ولايت خدا خارج شده و تحت ولايت شيطان قرار گرفتهاند ، چون طبيعت انسان فطرتا متمايل به حق است و مىخواهد حق را بشناسد امّا كسى كه هر سخن حقّى را به صرف پيروى از هواى نفس ردّ كند و از آن اعراض نمايد و همين روش را ادامه دهد ، خداوند بر قلبش مهر زده و چشم دلش را كور مىكند و قرينى از شياطين بر او مىگمارد ، آنوقت ديگر هر حقّى را به صورت باطل مىبيند چون قرينش او را به اين تطبيق دعوت مىكند ، و او مىپندارد كه راه حق همين است و بيراهه را راه مىپندارد و همين وضعيّت ادامه دارد تا وقتى كه مرگ يكى از آنها فرا برسد و نزد پروردگار در روز قيامت حاضر شوند آنوقت مىفهمند كه عمرى گمراه بودهاند و در اثر القائات شيطان قرينشان ، حق را نشناختهاند ، آنوقت قرين خود را مخاطب قرار داده و با نفرت و تأذى از همنشينى با او به او مىگويد : اى كاش ميان من و تو به مقدار فاصله مغرب تا مشرق فاصله بود و من همنشين تو نبودم ، كه چه بد همنشينى هستى . و ظاهرا همنشينى با اين شياطين از همهء عذابهاى ديگر براى آنها تحمّل ناپذيرتر است .
به هر حال به آنها خطاب مىرسد ، امروز ديگر مانند دنيا نيست كه وقتى دشمنتان گرفتار بلا و مصيبتى مىشد تسلّى خاطر مىيافتيد ، و امروز از اينكه اين قرينهاى شما هم مانند شما در عذاب باشند ، سودى به حالتان ندارد ، چون اشتراك آنها با شما در امر عذاب و بودنشان در كنار شما ، خود عذابى ديگر براى شماست .
امّا بعضى مفسّران « 1 » آيه را چنين معنا كردهاند كه : اين آرزويتان امروز سودى برايتان ندارد ، چون شما ستم كرديد و حقّتان همين است كه با آن قرينها در عذاب شريك باشيد .
( 40 )
( أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ )
: ( آيا تو مىتوانى كرها را بشنوانى و يا كوران و كسانى را كه در گمراهى آشكار هستند هدايت كنى ؟ )
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ج 25