( 45 )
( وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ )
: ( و كسانى كه قبل از ايشان بودند و اينها يك دهم نيرويى را كه ما به آنها داديم ندارند ، نيز فرستادگان مرا تكذيب كردند ، و عقاب من دربارهء آنها چگونه بود ؟ )
يعنى امّتهاى مكذّبى كه قبل از قريش بودند و اين قريش يك دهم نيرو و شوكت آنها را هم ندارند ، وقتى كه فرستادگان مرا تكذيب كردند ، ديديد كه من چگونه آنها را مؤاخذه و عقاب كردم ، پس عذاب قريش نيز بر من آسان است و اين عبارت در حكم تهديد و انذار كفّار است .
( 46 )
( قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ )
: ( بگو : من شما را به يك پند ، موعظه مىكنم و آن اينكه ، فقط به خاطر خدا دو به دو يا تك تك قيام كنيد و سپس تفكر كنيد كه آيا در پيامبرى كه مدّتها مصاحب شما بوده ، جنونى وجود دارد ؟ او جز يك بيمرسان براى شما نيست كه شما را از عذابى كه پيش روى شماست مىترساند )
در اين آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، امر مىكند كه مردم را به يك سفارش و وصيّت موعظه كند و آن اينكه ، براى خدا قيام كنند و منظورى جز حفظ حرمت الهى نداشته باشند و اين قيام به صورت دو به دو يا تك تك يعنى به صورت متفرّق و بدون غوغا و جار و جنجال باشد ، چون غوغا اغلب حق را مىميراند و باطل را زنده مىكند ، آنگاه به مردم امر مىنمايد كه تفكّر كنند و بيانديشند كه اين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه در مدّت چهل سال ( از ولادت تا بعثت آن جناب ) همنشين و مصاحب آنها بوده آيا هيچ سابقهاى از سبك مغزى و خفّت رأى داشته است ؟ پس چگونه اكنون او را ديوانه قلمداد مىكنند ؟ تا به اين ترتيب به ياد آورند ، كه جز رأى محكم و استوار و فكر و نظر بلند و صداقت و امانت چيزى از او نديدهاند و آنوقت خواهند فهميد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم جز يك بيم رسان نيست كه بسوى آنها فرستاده شده تا آنها را از عاقبت اعمال كفر آميزشان و عذابى كه در پيش روى آنهاست هشدار و بيم دهد .