خودنمايى كنند و براى خانههايشان درها و تختها و زيور آلاتى چنين و چنان قرار مىداديم تا در رفاه و راحتى باشند و از كمال حسن بهرهمند شوند .
امّا همه اينها ، چيزى نيست جز متاع زندگى ناپايدار و فانى دنيا ، در حالى كه زندگى آخرت كه همان سعادت ابديست ، فقط به اهل تقوا اختصاص دارد كه در آخرت در نزد پروردگارشان از كمال سعادت و حسن بقاء و لذّات دائمى برخوردار خواهند شد . ( لذا خدا به كافرين توسعه فراوان نمىدهد تا مردم بر كفر مجتمع نشوند و اگر گفته شود ، چرا خدا به مسلمانان توسعه نمىدهد تا همه به جانب اسلام بگروند ؟ مىگوييم ، توسعه فراوان براى آنها مفاسدى دارد منجمله اينكه مردم به خاطر دنيا وارد در دين مىشوند و در اين صورت تعداد منافقان افزايش مىيابد ، پس حكمت خدا در همان تدبيريست كه به كار برده است . پس تدبّر كنيد ) « 1 » .
( 36 )
( وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ )
: ( و هر كس كه از ياد خداى مهربان خود را به كورى بزند ، شيطانى برايش مقدّر مىكنيم تا همواره ملازم و قرينش باشد )
( 37 )
( وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ )
: ( و همانا ايشان آنها را از راه حق باز مىدارند ولى ، آنها گمان مىكنند كه هدايت يافتهاند )
( 38 )
( حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ )
: ( تا وقتى كه يكى از آنها نزد ما بيايد ، آنوقت به قرين خود مىگويند : اى كاش بين من و تو فاصلهاى به اندازهء مشرق يا مغرب بود ، پس چه بد همنشينى هستى )
( 39 )
( وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ )
: ( ولى ديگر اين حرفها سودى به حال شما ندارد ، چون ستم كرديد و همه شما در عذاب شريك هستيد )
در مقابلهء با اهل تقوى كه خانه آخرت مخصوص آنهاست ، معرضين از حق كه خود را از ياد خدا به غفلت و كورى مىزنند ، خداوند قرينها و همنشينانى از جنس شياطين براى ايشان قرار مىدهد كه هيچگاه از آنها جدا نمىشوند تا وقتى كه آنان را وارد عذاب
هامش
( 1 ) . اين فراز از كمال مصطفى شاكر است .