قاطعيت عزم و . . . ) آنها را در جامعه متفاوت نموده و در نتيجه افراد بالاتر ، افراد زير دست را مسخّر و تحت فرمان خود در مىآورند و به خدمت خود مىگيرند و اساس زندگى اجتماعى بر همين اصل استوار است كه هر دسته از طبقات اجتماع مسخّر طبقات ديگر و خود با واسطه مسخّر كنندهء آنها هستند ، چون هر يك به مازاد محصول ديگرى محتاج است و هر يك فرآوردههاى خود را در دسترس ديگران قرار مىدهد ، و حال كه تقسيم كنندهء ارزاق مادّى و معنوى در ميان مردم ، فقط خداى سبحان است ، نبوّت هم كه رحمت خاصّه پروردگار است ، از مال و لوازم زندگى كه مشركين بدنبال كسب آن هستند بهتر است ، تقسيم آن بدست خداست و اوست كه مىداند رسالت خود را در كجا قرار بدهد
( اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
« 1 » خدا بهتر مىداند رسالت خود را در كجا قرار دهد )
( 33 )
( وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ )
: ( و اگر نه اين بود كه خواستهايم همه مردم تحت يك نظام واحد قرار بگيرند ، براى هر كس كه به خداى رحمان كفر بورزد ، خانههايى با سقفهايى از نقره و پلههايى قرار مىداديم كه از آن بالا روند و خودنمايى كنند )
( 34 )
( وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ )
: ( و براى خانههايشان درهايى و تختهايى كه بر آن تكيه زنند )
( 35 )
( وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ )
: ( و نيز زيور و طلا آلاتى قرار مىداديم ، و همانا همهء اينها فقط بهرههاى زندگى دنياست و آخرت در نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست )
يعنى اگر نبود كه مردم وقتى تنعّم كفار و محروميّت مؤمنان را مىديدند همگى بر كفر اجتماع مىكردند ، و يا اگر نبود كه ما اراده كردهايم همه مردم در برابر اسبابى كه آنها را به زينتهاى دنيوى مىرساند يكسان باشند و اختلافشان به جهت ايمان و كفر نباشد ، هر آينه براى كفار سقفهايى از نقره و نردبانهايى قرار مىداديم تا از آن بالا روند و
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيه 124