در سورههاى قبلى گذشت .
لذا مىخواهد در مقام تهديد كفّار فعلى بفرمايد : همانطور كه عاقبت استهزاء آنها هلاكت بود ، همچنين عاقبت اعراض و تجاوزگرى شما هم هلاكت است ( و ما از سنّت هدايت و ارسال رسول براى اقوام دست برنمىداريم ) .
( 9 )
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ )
:
( و اگر از آنها بپرسى كه چه كسى آسمانها و زمين را آفريده ، هر آينه مىگويند آنها را خداى عزيز و دانا آفريده است )
( 10 )
( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ )
: ( همانكه زمين را براى شما چون گهوارهاى قرار داد و براى شما در آن راههايى نمود ، تا شايد به مقاصد خود راه يابيد )
در اين آيات ( و چهار آيه بعدى ) بر ربوبيّت خداى تعالى و يگانگى او احتجاج شده و اعتراف آنها به خالقيّت خدا را سندى بر اسرافگرى آنها قرار داده ، چون خلقت از تدبير جدايى ندارد و تدبير همان پشت سر هم قرار دادن و آفرينش پديدهها به دنبال يكديگر است و حال كه آنها اعتراف مىكنند كه آسمانها و زمين را خداى عزيز و عليمى آفريده كه هرگز عاجز نمىشود و هيچ چيز از حيطهء علم او بيرون نيست و او همان خدايى است كه زمين را به گونهاى آفريده تا آدميان در دامن آن پرورش يابند ( همانطور كه كودكان در گهواره رشد مىكنند ) و براى آنان در زمين راهها و بزرگراههايى قرار داده تا به وسيله آن به سوى مقاصد خود راه يافته و هدايت شوند ، بايد به ربوبيّت او نيز معترف باشند و تدبير را به غير خدا نسبت ندهند .
( 11 )
( وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ تُخْرَجُونَ )
: ( همان خدايى كه از آسمان آب را به اندازه نازل كرد ، پس به وسيله آن آب ، سرزمينى مرده را زنده كرديم ، شما نيز اينچنين از خاك بيرون مىشويد )
( 12 )
( وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ )
:
( همان خدايى كه همه جفتها را آفريد و براى شما از كشتيها و چهارپايان مركب قرار داد )