تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
جهت حكمتش راه وحى را براى تكلّم با خلق اختيار كرده تا آنها را به سوى كمال سعادتشان هدايت كند چون در اين راهنمايى تنها دلالت عقل كفايت نمىكند و عقل گاهى به خطا مىرود ، به خلاف وحى كه از هر خطايى مصون است . ( 52 )
( وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( و همينطور ما روحى از امر خود را به سويت وحى كرديم و گرنه تو نه مىدانستى كتاب چيست و نه ايمان ، و ليكن ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگانمان را كه بخواهيم هدايت مىكنيم و تو براستى به سوى صراط مستقيم هدايت مىنمايى ) ( 53 )
( صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ )
: ( راه خدايى كه هر چه در آسمانها و زمين است از آن اوست ، آگاه باش كه بازگشت همه امور به سوى خداست ) مىفرمايد اينچنين ما به توسط جبرئيل يا بوسيله وحى در خواب بدون واسطه ( همچنانكه در روايت وارد شده ) به تو روحى از امر خود را وحى مىكنيم و گفته شده مراد از آن قرآن ، يا مطلق وحى و يا جبرئيل و يا همان روح امرى است كه بر انبياء نازل مىشود ، چون روح از عالم امر است و كلمهء خداست . به هر جهت مىفرمايد : تو قبل از وحى روح ، علمى به كتاب و معارف و شرايع آن نداشتى و متصّف به ايمانى كه بعد از وحى دارا شدى نبودى ( و اين عبارت منافاتى با ايمان و عمل صالح آن جناب در قبل از بعثت ندارد ، چون نفى علم و التزام تفصيلى ، ملازم با نفى التزام اجمالى به ايمان به خدا و خضوع در برابر حق نيست ) ، بلكه ما قرآن و يا روح امر را نورى براى هدايت بندگانى كه ارادهء هدايت آنان را داشتيم قرار داديم ، اگر مراد از روح ، قرآن باشد ( من نشاء ) شامل رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مؤمنان به او ، كه همه از نور قرآن بهره‌مند شده‌اند و هدايت يافته‌اند مىباشد . و اگر مراد از آن روح امرى باشد ، در اين صورت ( من نشاء ) شامل تمامى انبياء و گروندگان امّتهاى آنها كه بواسطه وحى و