تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
حتمى پروردگار است و شما در آن روز از ناحيه خدا پناهگاهى نداريد و نمىتوانيد اعمالتان را انكار كنيد چون حقايق در آن روز از هر جهت آشكار و ظاهر مىگردد . ( 48 )
( فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ )
: ( پس اگر روى گرداندند ، ما تو را براى نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم و تو جز رساندن پيام ما وظيفه‌اى ندارى ) در اينجا خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد ، اگر مردم از دعوت تو به دين حق روى گرداندند و آن را اجابت نكردند ، ناراحت نباش و خود را به تعب نيافكن و بدان كه ما تو را نگهبان مردم و مسئول ايمان آنها نكرده‌ايم و تو وظيفه‌اى جز ابلاغ و ارسال پيام ما ندارى .
( وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ )
: ( و ما وقتى كه به انسان رحمتى چشانيم از بابت آن شادمانى مىكند و اگر به آنها به سبب اعمالشان بديى برسد ، همانا انسان ناسپاس و كفران پيشه است ) در اين قسمت اشاره مىكند كه اعراض مردم به جهت سرگرمى آنها به دنياست چون طبع چنين افرادى اين است كه از ياد خدا غافلند و هر چه هم كه خدا به آنها نعمت بدهد ، به جاى شكرگزارى ، به آن اشتغال مىيابند و منعم را فراموش مىكنند و اگر هم به كيفر گناهانشان عذاب و مصيبتى به آنها برسد باز هم طبيعت كفران پيشهء ايشان مانع از اين مىشود كه به ياد پروردگار بيافتند و لذا همواره در حالت غفلت از پروردگار قرار دارند و از موعظه و دعوت بهره‌مند نمىشوند و دعوت حق در آنها تأثيرى نمىگذارد . ( 49 )
( لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ )
: ( ملك آسمانها و زمين از آن خداست ، هر چه بخواهد مىآفريند ، به هر كس بخواهد دختر و به هر كس بخواهد پسر مىبخشد ) ( 50 )
( أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ )
: ( و يا ميان پسران و دختران برايشان جمع مىكند ، و هر كس را بخواهد نازا و عقيم قرار مىدهد ، همانا او دانايى قادر است ) مىفرمايد ملك و تسلّط از آن خداى سبحان است و او هر چه بخواهد مىآفريند ،
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 260 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر