تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
انتصار خود مىتواند در مقابل ستمگر رفتارى مانند او داشته باشد و چنين عملى از او ظلم و بغى محسوب نمىشود همچنانكه در جاى ديگر فرمود
( فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ
« 1 » هر كس به شما ظلم و تعدّى كرد ، شما هم با او مقابله به مثل كنيد ) و آنگاه به كسانى كه به جاى انتقام ، عفو و اصلاح مىكنند ( يعنى بين خود و خدا و يا بين خود و ظالم ) و عده‌اى جميل مىدهد و مىفرمايد پاداش آنها به عهده پروردگار كريم است و سپس در مقام دفع توهّم مىخواهد بفرمايد اينكه ما به شما توصيّه عفو مىكنيم به جهت علاقه به ظالم نيست ، بلكه چون خدا ستمكاران را دوست ندارد ، خواسته‌ايم ، مظلوم به ثواب جزيل برسد زيرا نسبت به او عنايت و محبت داريم . و در عين حال اين معنا را افاده مىكند كه مجازات ظلم ظالم بايد مثل آن باشد ، نه بيشتر ، چون در اين صورت عملى ناپسند و ظالمانه محسوب مىشود . در ادامه براى دفع اين توهّم كه ممكن است مظلوم فكر كند اين تشويق به عفو ، حقّ انتصار او را ضايع كرده ، مىفرمايد : كسانى كه بعد از ستم ديدن در مقام گرفتن حقّ خود برآيند ، هيچ مانعى جلوگيرشان نيست و در شرع الهى هيچ مجوّزى براى ابطال حقّ آنها وجود ندارد و حقّشان در دادخواهى محفوظ است . بلكه محكوميّت و مانع از آن كسانيست كه به مردم ظلم مىكنند و مىخواهند بدون حق در زمين طغيان و فساد كنند ، بلكه واجب است كه مظلومين از آنها انتقام بگيرند و بواسطه ظلم و تجاوزشان عذابى دردناك برايشان خواهد بود . پس سفارش و تشويق به عفو از ناحيه مظلوم به معناى ابطال حق انتصار مظلوم نيست بلكه هدايت و دعوت مردم به فضيلتى است كه از تمامى فضايل مهمتر است ( كه همان مغفرت و صبر است ) . البته صبر در معناى قرآنى به معناى يك صفت برجسته و عالى است كه از معناى تحمّل و ذلّت عاريست چون سكوت در برابر ظلم خودش ظلم محسوب مىشود همچنانكه فرمود
( وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 2 » بسوى ظالمان ميل نكنيد كه در اين
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 194 ( 2 ) . سوره هود آيه 113