داريد ) نبود ، هر آينه آنها را به سبب اين تفرقه مجازات و هلاك مىنمود ، چون اينها با علم و اطلاعى كه نسبت به دين داشتند تفرقه و اختلاف را در دين باب كردند و در نتيجه نسلهاى بعدى ايشان هم ، در كتابى كه از آنها به ارث بردند ، در شكى منجر به ريب ، قرار گرفتند ، پس اسلاف و نياكان باغى و ظالم بودند و نسلهاى بعدى را به شك و ريب دچار كردند .
( 15 )
( فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ )
: ( و به همين جهت تو دعوت كن و همانطور كه مأمور شدهاى ، استقامت بورز و دنبال تمايلات آنها مرو و بگو من خود به آنچه خدا از كتاب نازل كرده ايمان دارم و مأمور شدهام كه ميان شما عدالت را برقرار كنم ، اللّه پروردگار ما و شماست و نتيجه اعمال ما عايد خودمان مىشود و اعمال شما نيز براى خودتان است و هيچ حجّتى ميان ما و شما نيست ، خدا بين ما جمع مىكند و بازگشت بسوى اوست )
خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد به جهت اصلاح اين رخنه و تفرّق ، تو مردم را بسوى شريعت حق دعوت كن و با ملازم بودن بر صراط مستقيم ، بر مأموريت خود استقامت بورز و در مخالفت با شريعت الهى از هواهاى مردم پيروى نكن و بگو من به همهء كتابهاى آسمانى كه از جانب پروردگار نازل شده به طور يكسان ايمان دارم و آنها را تصديق مىكنم و مأمور شدهام كه ميان شما به عدالت رفتار كنم و همه را با يك نظر نگاه كنم يعنى قوى را بر ضعيف و بزرگ را بر كوچك مقدّم ننمايم ، لذا در حقيقت دعوت متوجّه همه مردم است و همگى در برابر آن مساوى هستند .
آنگاه مىفرمايد اللّه ربّ ما و شماست يعنى ، پروردگار همه مردم يكى است ، و غير او ارباب ديگرى نيست تا ميان آنها تفضيل و برترى مطرح شود ، بلكه ربّ و صاحب همه شرايع خداى واحد است ، پس علّتى ندارد كه مردم به يك شريعت ايمان بياورند و شريعت ديگرى را رد كنند ، و بر همه واجب است كه به همهء كتابهاى آسمانى و شرايع