اختلاف در دين . پس مجموع شرايعى كه خدا بر انبياء نازل كرده يك دين مطلق است كه شامل همه مردم در همهء زمانها مىشود و مردم بايد آن را برپا دارند و به احكام و شرايعش عمل كنند و در آن ايجاد تفرقه ننمايند .
در ادامه مىفرمايد دين توحيدى كه شما مشركين را بسوى آن دعوت مىكنيد براى آنها دشوار و گران است . چون خداى متعال از ميان بندگانش هر كس را بخواهد ( به مقتضاى شايستگى او ) به سوى توحيد هدايت مىكند و خدا كسى را به بسوى توحيد هدايت مىنمايد كه در همه امورش به خداى سبحان رجوع مىكند . لذا رجوع بسوى خدا مقدمهء وصول به كرامت هدايت است .
( 14 )
( وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ )
: ( و در آن تفرقه نكردند مگر پس از اينكه به حقانيّت دين يقين داشتند و حسادتى كه ميانشان بود باعث اين تفرقه كردن در دين شد ، و اگر حكم ازلى خداوند بر مدّت معّين اجل آنها قرار نگرفته بود ، هر آينه كارشان يكسره شده و هلاك مىگشتند ، چون بواسطه اعمال ايشان ، كسانى كه بعد از آنها كتاب الهى را به ارث بردند دربارهء آن در شكى عميق قرار گرفتند )
( بغى ) يعنى ظلم و حسد . مىفرمايد تنها علّتى كه باعث شد مردم در دينى كه حقانيّت آن را مىشناختند ، تفرقه ايجاد كنند و آن را به صورت مذاهب و شعبههاى گوناگون در آورند ، ظلم و يا حسدى بود كه در ميانشان معمول بود و اين ظلم نگذاشت كه مطابق علم خود عمل كنند ( و گرنه آنها نسبت به دين حق جاهل نبودند ) و در نتيجه در دين اختلاف به راه انداختند و هر گروهى به آنچه نزد خودشان بود خرسند شدند
( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
« 1 » و اگر حكم الهى كه خدا در آغاز خلقت بشر صادر كرده و فرموده
( وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
« 2 » شما در زمين قرارگاه و بهرهاى معيّن
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 53
( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 36