نظام تشريع مىباشد و خداست كه اسباب و مسببات را بدنبال هم قرار داده و براى انسان نظامى تشريع نموده كه احكام و قوانين آن او را به كمال سعادت مىرسانند ، بنابراين شخصى كه فقط خدا را ولّى خود بگيرد ، از همه اسباب ظاهرى منقطع گشته و در همه امور تكوينى ، امر تدبير خود را مستند به خدا مىداند و به هيچ نيرويى جز او اعتماد نمىكند و اين همان توكّل است و نيز شخص موّحد واقعى در ناحيه تشريع ، در طول زندگى با هر واقعهاى روبرو شود ، به حكم خدا رجوع مىكند ، كه اين همان انابه است .
و خدا حاكم به حق در روز قيامت است و رجوع همهء خلائق بسوى اوست . و حكم به حق خدا در روز قيامت لازمهاش اينست كه هر كس كه همراه حق و مؤمن به آن بوده بواسطه حكم خدا در آن روز سعادتمند شود و هر كس كه در برابر حق استكبار ورزيده ، شقى و بدبخت شود .
( 11 )
( فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ )
: ( پديد آورندهء آسمانها و زمين كه از جنس شما برايتان همسرانى آفريد و نيز براى چهارپايان جفتهايى خلق كرد و به اين وسيله نسل شما و آنان را زياد نمود ، هيچ چيز مانند او نيست و او شنواى بيناست )
[ آيهء ( 16 - 12 ) بيان جامعيّت اسلام نسبت به اديان ديگر و علّت تفرقه افكنى در دين ]
( 12 )
( لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )
: ( كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست ، روزى را بر هر كس بخواهد فراخ نموده و يا تنگ مىگيرد ، همانا او به هر چيزى داناست )
در اين دو آيه براى انحصار ربوبيّت در خداى متعال ، برهان اقامه مىكند .
و خلاصهء آن اين است : خداوند تعالى ( به اعتراف خود مشركين ) پديد آورندهء موجودات از كتم عدم است و شما را به صورت نر و مادّه خلق كرد و به اين وسيله تعداد شما را زياد نمود و همچنين حيوانات را نيز به صورت جفتهايى آفريد و از اين راه آنها را تكثير نمود تا شما از آنها استفاده كنيد و اين امر عين خلقت و تدبير است .
او خدايى است كه هيچ چيزى مثل او نيست و بطور مطلق واجد همه صفات كمال و جمال مىباشد . و نيز او سميع است ، يعنى حوائج مخلوقاتش را مىشنود و حاجاتشان را