تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
وحى عبارتست از انذار مردم از طريق القاء الهى و يا القائى است به غرض نبوّت و انذار . در ادامه مىفرمايد و نيز ما قرآن را به تو وحى كرديم تا مردم را از روز قيامت كه مردم در آن جمع آورى مىشوند
( ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ . . .
« 1 » ) ، بترسانى ، چون آن روز ، زمانيست كه مردم به دو گروه تقسيم مىشوند ، گروهى سعيد و داراى پاداش و گروهى شقى و معذّب « 2 » ، پس بايد مردم انذار شوند تا از راه هلاكت و شقاوت بپرهيزند و به جانب سعادت متمايل گردند . ( 8 )
( وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ )
: ( و اگر خدا مىخواست همه را به صورت امّتى واحد قرار مىداد امّا او هر كس را بخواهد در رحمت خود داخل مىكند و ستمگران هيچ سرپرست و ياورى ندارند ) اين آيه در جواب سوال مقدّر و توهمّى است كه ممكن است پيش بيايد كه : چرا خداوند انبياء را فرستاد تا مردم دو دسته بشوند و عدّه‌اى اهل آتش و عدّه‌اى اهل بهشت شوند ؟ و چرا از ابتدا همه را يكسان نيافريد تا همه در مسير بهشت پيش بروند و احتياجى به نبوّت و انذار نباشد ؟ مىفرمايد اگر خدا مىخواست و مشيّتش قرار مىگرفت ، چنين حكم مىراند كه همه مردم به يك صفت و به صورت امّت واحد باشند و امتيازى از هم نداشته و همه اهل بهشت و ايمان گردند . امّا سنّت و حكم الهى چنين رانده شده كه مردم يكسان نباشند و امر بر مبناى اختيار و تكليف باشد ، و به اين ترتيب كسانى را بدليل حسن عقيده و عمل وارد در رحمت خود نمايد و توفيق هدايت به آنها بدهد ، امّا كافران و ظالمان مقيم دوزخ شوند و هيچ سرپرست و ياورى نداشته باشند ، پس مراد از رحمت بهشت است و لازمه نداشتن ولىّ و ناصر ، جهنّم است ، لذا خداى سبحان نبوّت و انذار را كه نتيجه وحى است بدين جهت مقرّر نمود كه مىدانست همهء مردم يكسان نيستند و در قيامت به دو دسته شقى و سعيد منقسم مىشوند ، امّا اينكه چرا خدا مردم را يكسان
هامش
( 1 ) . سورهء هود ، آيه 103 . ( 2 ) . همچنانكه مىفرمايد( إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ )سورهء انفطار ، آيه 14 - 13 .