رحمت و مغفرت او نايل شوند و آن امر همين است كه از طريق وحى و رسالت ، دينى برايشان تشريع نمايد تا به وسيله آن به سوى سعادت خود هدايت شده و حالشان اصلاح گشته و نقائصشان پوشانده شود .
( 6 )
( وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ )
:
( و كسانى كه به غير خدا اوليائى برمىگزينند ، خدا نگهبان و حافظ بر آنهاست و تو وكيل آنها نيستى )
بعد از آنكه ثابت شد خدا تنها ولّى بندگان است و دين حق را برايشان تشريع كرده و آنها وظيفه دارند كه از آن پيروى كنند ، اگر باز هم مشركان براى خدا شركائى در ربوبيّت اتخاذ كردند و آنها را اولياء خود گرفتند ، خداوند از احوال آنها غافل نيست و اعمالشان و شركشان عليه آنها در نزد خدا محفوظ مىماند تا در قيامت به سبب آن مؤاخذه شوند ، آنگاه خطاب به رسول خود صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : تو در اين ميان هيچ مسؤليتى در برابر اعمال آنها ندارى و وكيل آنها نيستى تا از بابت اعمال ايشان مؤاخذه شوى ، يعنى وظيفه پيامبر فقط ابلاغ رسالت است و بس . اين آيه در مقام تسليت و دلگرمى دادن به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىباشد .
( 7 )
( وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ )
: ( و اينچنين به سوى تو وحى كرديم قرآنى عربى را ، تا مردم مكّه و اطراف آن را بيم دهى و از روز قيامت كه هيچ شكّى در آن نيست بترسانى ، روزى كه گروهى در بهشت و گروهى در جهنّم خواهند بود )
مىفرمايد وحيى كه ما به تو نموديم قرآنى عربى بود تا با ابلاغ رسالت خود مردم مكّه و ساير جزيرة العرب را انذار نمايى ، البته اين امر منافاتى با جهانى بودن دعوت اسلام ندارد چون دعوت داراى مراتبى بوده ، ابتدا مرحله دعوت پنهانى و انذار اقرباء ، دوّم ، مرحلهء دعوت علنى مردم جزيرة العرب و سوّم ، مرحلهء دعوت جهانى و ابلاغ به همه مردم در همه زمانها ، در اينجا وحى را از نظر نتيجه و هدف معرفى مىنمايد كه