مىشود و مىگويد من اصلا گمان نمىكنم كه قيامت و حسابرسى در كار باشد و به فرض هم كه به سوى خدا بازگشتى داشته باشم ، حتما سرانجامى نيك و پاداشى نيكو خواهم داشت و به جهت كرامت نفسانيى كه دارم ، خداوند اين نعمات را در دنيا به من داده ، يعنى اگر كسب نعمت از ناحيهء خودم باشد كه كسى حق محاسبهء مرا ندارد و اگر هم از ناحيه خدا بود معلوم مىشود من نزد خدا كرامت و احترامى دارم كه اين نعمات را در اختيار من گذاشته . پس اگر هم قيامتى باشد در آنجا هم عاقبت به خير خواهم بود !
خداوند در پاسخ آنها و در مقام تهديد به ايشان مىفرمايد : به زودى در روز قيامت كافران را از حقيقت اعمالشان باخبر مىسازيم و از عذابى شديد به آنها مىچشانيم .
( 51 )
( وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ )
: ( و زمانيكه به انسان نعمتى بدهيم ، روى مىگرداند و دورى مىكند و وقتى به شرّى مبتلا مىشود دعاهايى طولانى دارد )
اين آيه در مقام توبيخ و مذمّت انسان است كه وقتى از نعمات برخوردار مىشود با تكبّر و نخوت از خدا روى مىگرداند ، امّا وقتى خدا نعمت او را سلب كرده و به شرّى مبتلايش كند ، به ياد خدا مىافتد و با اصرار و استمرار به دعا مىپردازد .
( 52 )
( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ )
:
( بگو مرا خبر دهيد ، اگر حقيقتا اين قرآن از ناحيهء خدا باشد و شما به آن كفر ورزيده باشيد ، در اين صورت چه كسى گمراهتر است از كسانى كه در اختلافى شديد و عميق قرار گرفتهاند ؟ )
در اينجا خداوند به پيامبر دستور مىدهد كه با كفّار از راه قاعدهء عقلى ( دفع ضرر محتمل ) احتجاج نمايد ، مىفرمايد : مرا خبر دهيد كه اگر حقيقتا اين قرآن از جانب خدا نازل شده و وعيد و انذار آن ، واقع شدنى باشد ، آنوقت تكليف شما كه به آن كفر ورزيدهايد چه خواهد شد ؟ و در اين صورت گمراهتر از شما كه در اختلافى عميق ( و غير قابل اتفّاق ) با قرآن هستيد ، چه كسى خواهد بود ؟ ! لذا واجب است به حكم عقل احتمال صدق قرآن را بدهيد و براى دفع ضرر محتمل ، دست از مخالفت و عناد با آن برداريد .