روشن و مجزّا نكردى ، آيا كتابى گنگ و غير فصيح بر مردمى عرب نازل شده ؟ و اينها با هم تناسب ندارند بلكه متنافى هستند .
خداوند به پيامبر مىفرمايد كه در جواب آنها بگويد ، اين قرآن اثرش دائر مدار عربيّت يا عجميّت نيست ، بلكه افراد با ايمان را به سوى حق هدايت كرده و شفاى بيماريهاى درونى آنها از قبيل شك و ريب است ، امّا براى كسانى كه ايمان نمىآورند باعث ضلالت و كورى است چون آنها در گوشهايشان سنگينى است و كلام حقّ آن را درك نمىكنند و نمىتوانند راه حق را تشخيص دهند . همچنانكه فرمود
( وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
« 1 » ما از اين قرآن مطالبى نازل كرديم كه موجب شفاء و رحمت براى مؤمنان است و ستمگران را چيزى جز خسارت نمىافزايد )
و در ادامه در توصيف كفّار مىفرمايد : آنها از مكانى دور ندا داده مىشوند ، يعنى نه صدايى مىشنوند و نه صاحب صدا را مىبينند ، در نتيجه نه موعظهاى را مىپذيرند و نه حجّتى را تعقلّ مىكنند .
( 45 )
( وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ )
: ( و به تحقيق ما به موسى كتاب تورات را داديم پس دربارهء آن اختلاف نمودند و اگر كلمهاى كه از قبل از جانب پروردگارت مقدّر شده ، نبود هر آينه ميان آنها حكم عذاب رانده مىشد و همه هلاك شده بودند ، و بدرستى كه آنها دربارهء تورات در شكى حيرتآور قرار داشتند )
اين آيه در مقام تسليّت و دلخوش نمودن رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است به اينكه از انكار و تكذيب قومش نسبت به قرآن اندوهگين نباشد و بداند كه قوم موسى نيز كتاب تورات را انكار نموده و دربارهء آن اختلاف كردهاند ، آنگاه مىفرمايد اگر اين حكم الهى كه قبلا از ناحيه خدا صادر شده كه فرمود :
( وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ * *
« 2 » براى
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء آيه 82
( 2 ) . سورهء بقره آيه 36