تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ )
: ( و شما كه گناه خود را پنهان مىكرديد ، از اين جهت نبود كه از شهادت گوش و چشم و پوست خود پروا داشتيد ، بلكه مىپنداشتيد كه خدا از بسيارى از كارهايتان بىخبر است ) ( نطق ) به معناى اظهار ما فى الضمّير ، يعنى بيان آنچه در باطن فرد است مىباشد . پس از شهادت اعضاى بدن گنه كاران بر عليه آنها ، ايشان به پوست بدن خود اعتراض مىكنند كه چرا عليه ما شهادت داديد ؟ و اينكه فقط پوست را نام مىبرد به جهت اين است كه پوست مباشرتا و شخصا بر عليه خودش شهادت مىدهد امّا چشم و گوش مانند ساير گواهان از آنچه ساير اعضاء هم مرتكب شده‌اند شهادت مىدهند و بعضى نيز گفته‌اند جهت ذكر اختصاصى پوست اين است كه گنه كاران را بيشتر رسوا و مفتضح سازد ( مخصوصا اگر مراد از پوست ، پوست آلت تناسلى باشد ) « 1 » و اين شهادت اعضا بر عليه ذات خودشان در زمانيكه كتاب اعمال هر فردى گشوده شده براى آنست كه هر نفسى بداند چه پيش فرستاده و يا براى خود نگه داشته و به اين ترتيب جايى براى عذر و بهانه براى گنه كاران نمىماند . به هر صورت پوست بدن آنها در جوابشان مىگويند : مسأله نطق اختصاص به اعضاى بدن ندارد ، بلكه شامل تمام موجودات مىشود و علّت آن هم خداى سبحان است و مىگويند ما در دنيا داراى علم بوديم ، عملى كه در باطن و ضمير ما پنهان و ذخيره شده بود و امروز به امر خدا آن علم به ظهور رسيده و ما به زبان آمده‌ايم و بايد آنچه را كه مىدانيم بگوييم . آنگاه خداى متعال به عنوان تعليل در امر به زبان آمدن اعضاى بدن مىفرمايد : او همان خدايى است كه ابتدا شما را آفريده و در نهايت نيز براى حساب و جزا بسوى او باز مىگرديد پس او مالك شما و همهء مايملك شماست و لذا نسبت به شما و همه اعمالتان آگاهى و علم كامل دارد . در ادامه مىفرمايد : شما در هنگام معاصى پروا نداشتيد از اينكه اعضاى بدنتان در قيامت بر عليه شما شهادت دهند و بىپروا آنها را در راه معصيت به كار مىبرديد ، امّا اين
هامش
( 1 ) . طبق تفسير منهج الصادقين ج 8 .