تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » يارى مؤمنان همواره حقّى است كه ما اداى آن را بر خود واجب كرده‌ايم ) . ( 19 )
( وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ )
: ( و روزى كه دشمنان خدا به جانب آتش جمع مىگردند و نگه داشته مىشوند تا بعديها به آنها ملحق شوند ) ( 20 )
( حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ )
: ( تا وقتى كه نزديك آن برسند ، آنگاه گوشها و چشمها و پوستهايشان بر عليه ايشان ، اعمالى را كه مرتكب شده‌اند ، شهادت مىدهند ) مراد از ( اعداء اللّه ) مشركين و مكذّبين رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از ميان قوم او هستند نه مطلق كفّار ، البته اين مطلب منافاتى با حشر ساير كفّار ندارد ، به هر جهت مىفرمايد در روز قيامت مشركين بسوى آتش گردآورى مىشوند و براى سؤال و جواب از قبرها بيرون مىآيند و آنگاه بازداشته مىشوند تا سايرين از امثالشان نيز به آنها ملحق شوند و وقتى كه به كنار آتش دوزخ مىرسند اعضاى بدن و قواى بدن آنها آنچه از اعمال زشت كه از صاحبشان ديده‌اند ، برمىشمارند و از آن خبر مىدهند ، مثلا شهادت گوش عبارتست از آنچه در دنيا شنيده است و شهادت چشم عبارتست از آنچه ديده و خلاصه مشهوداتى است كه در دنيا تحمّل كرده‌اند ، هر چند كه معصيت خود آن عضو نباشد . مثلا گوش شهادت مىدهد كه من آيات خدا را شنيدم امّا صاحب من از آنها اعراض كرد و يا از زبان صاحبم كفر و انكار را شنيدم و چشم شهادت مىدهد كه من آيات دالّه بر توحيد خداى متعال را ديدم امّا صاحبم آنها را ناديده گرفت . ( 21 )
( وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )
: ( و به پوست بدنشان مىگويند : چرا بر عليه ما شهادت داديد ؟ مىگويند : ما را خدايى به زبان آورد كه هر چيزى را به نطق وامىدارد و اوست كه شما را اولين بار در دنيا خلق كرد و به سوى او بازگردانده مىشويد ) ( 22 )
( وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ
هامش
( 1 ) . سورهء روم آيه 47
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 216 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر