تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
روز ديدار بيم دهد ) ( 16 )
( يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ )
: ( روزى كه همه مردم آشكار شوند و از ايشان هيچ سرّى بر خدا مخفى نماند ، در آن روز ملك از آن كيست ؟ از آن خداوند يگانه قهّار ) مىفرمايد حال كه اين همه آيات و حجّتها دالّ بر توحيد خدا وجود دارد ، لذا اى مردم فقط او را به يگانگى و اخلاص بخوانيد چون او روزى دهنده و نعمت بخش و مدبّر امور شماست ، اگر چه كه اين كفّار منكر توحيد و معارض با حق و ادلّهء توحيدى ، از آن كراهت داشته باشند . همان خدايى را عبادت كنيد كه داراى درجاتى بلند و آسمانهايى هفت‌گانه است كه ملائكه از طريق آنها به سوى عرش مستور و غيبى او بالا مىروند و صاحب عرشى است كه زمام تمامى امور مخلوقات به آنجا منتهى مىشود و اوامر راجع به تدبير خلق از آنجا نازل مىشود و اوست كه ملائكه وحى را بر هر كس از بندگانش كه آنها را به رسالت برگزيده باشد مىفرستد تا وحى را به آنها القاء كند و ايشان مردم را از روز قيامت بيم دهند آن روزى است كه خلائق يكديگر را ملاقات مىكنند ، ( يا ظالم و مظلوم بهم مىرسند و يا انسان با عملش مواجه مىشود يا خالق و مخلوق با هم ملاقات مىنمايند و يا اهل آسمان در زمين با هم تلاقى مىكنند و . . . ) و معناى لقاء آنست كه در آن روز تمامى سببهايى كه در دنيا مردم را به خود مشغول كرده بود از كار مىافتد و حقيقت ظاهر مىشود ، كه تنها حق آشكار ، خداست « 1 » و در آن روز حقيقت هر كس نيز بر خدا بروز مىكند و باطن مردم ظاهر مىشود و مردمى كه در دنيا از خدا در غفلت بودند و متوجّه احاطهء ملك او نبودند ، اين حقايق بر ايشان ظهور و بروز مىيابد و هر سببى كه در دنيا حاجب و مانع از درك حقايق بود از بين مىرود و ظاهر و باطن و آشكار و نهان خلائق همه براى خدا مكشوف و ظاهر مىشود . همچنانكه در دنيا نيز همينطور بود امّا اينها از اين حقيقت غافل بودند و فقط در قيامت اين امر برايشان آشكار مىشود و آنوقت
هامش
( 1 ) . بقول عارفى :چو ممكن گرد امكان پر فشاند * به جز واجب دگر چيزى نماند