الْإِيمانِ فَتَكْفُرُونَ )
: ( به درستى آنها كه كافر شدند از نقطهاى دور ندا داده مىشوند :
خشم خدا از خشم شما بسيار بزرگتر و سختتر است ، به ياد داريد كه هر چه به سوى ايمان دعوت مىشديد كفر مىورزيديد ؟ )
( مقت ) يعنى شديدترين مرحلهء خشم .
كفّار وقتى كه در قيامت در آتش دوزخ افكنده مىشوند و عذاب كفر خود را مىچشند مىفهمند كه كفر آنها در دنيا ، در واقع خشم گرفتن بر خودشان بوده ، چون آن روزى كه توسّط انبياء به سوى ايمان دعوت مىشدند ، و آن را مسخره كرده و كفر مىورزيدند به دست خود اين آتش را براى خود افروختند و خويشتن را به هلاكت دائمى دچار كردند . در آن زمان از جانب خداى سبحان اين ندا را مىشنوند : سوگند مىخورم كه شدّت خشم خدا بر شما بسيار بزرگتر و بيشتر از شدّت خشمى است كه خودتان بر خود گرفتيد و آن زمانى كه شما را به سوى ايمان دعوت مىكردند ، كفر مىورزيديد و خود را در معرض هلاكت قرار مىداديد .
( 11 )
( قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ )
: ( گويند : پروردگارا تو ما را دوبار ميراندى و دو نوبت زنده كردى ، اينك به گناهان خود اعتراف مىكنيم ، پس آيا راهى براى خروج از آتش هست ؟ )
كفّار وقتى آتش دوزخ را مىچشند در صدد تشبّث به هر وسيلهاى بر مىآيند ، مىگويند : خدايا يك بار ما را در دنيا مىراندى و سپس در برزخ زنده كردى آنگاه ما را در برزخ ميراندى و در قيامت براى حساب زنده كردى و ما در اين زنده شدن قيامت به معاد يقين پيدا كرديم و متوجّه انحرافاتمان از راه خدا و گمراهى خويش و گناهانى كه مرتكب شديم ، گشتيم و به آنها اعتراف مىكنيم ، پس آيا راهى براى بيرون رفتن از اين عذاب وجود دارد ؟ حال اين راه ، هر قسمى كه باشد راضى هستيم و اين سخن دلالت دارد بر نهايت درجهء فشار و ناراحتى و اينكه همه سببها از آنها منقطع شده ولى در آن روز اين سخنان سودى نمىبخشد و راهى بسوى خروج از آتش دوزخ ندارند .
( 12 )
( ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ