شفيعى كه شفاعتش پذيرفته شود براى ستمكاران وجود ندارد )
خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : مردم را از روزى نزديك بيم بده ، يعنى قيامت نزديك است ، گرچه كفار آن را بعيد مىشمارند
( إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً
« 1 » ) و در آن روز از شدّت ترس دلهايشان به گلوگاه مىرسد و به اوج اندوه و غم مبتلا مىشوند و ستمكاران در آن روز نه خويشاوندى دارند كه به يارى آنها برخيزد و نه شفاعتى دربارهء آنها پذيرفته مىشود .
همچنانكه فرمود
( فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ
« 2 » امروز ديگر پيوند خويشى در ميانشان نيست )
( 19 )
( يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ )
: ( نگاه پنهانى چشمها و آنچه را كه سينهها مخفى كنند مىداند )
يعنى خدا تمام گناهان مخفى و حتّى نگاههاى زير چشمى را كه براى ديگران هويدا نيست ، مىشناسد و آنچه از كفر و نفاق و گناهان كه صاحبان دلها در قلبشان مخفى كرده باشند نيز مىشناسد و به همه آنها علم دارد اين آيه در مقام بيان مطلق بودن و سعهء علم الهى است .
( 20 )
( وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ )
: ( و خدا به حق داورى مىكند و خدايانى كه به غير خدا مىخوانند ، هيچ گونه داورى ندارند ، به درستى كه خداوند شنوا و بيناست )
در اين آيه با استفاده از مقدمهاى كه در آيات قبلى آمده ( انحصار ملك خدا در روز قيامت و علم مطلق الهى ) به ذكر حجّت ديگرى بر توحيد الوهيّت پروردگار مىپردازد با اين بيان كه از شئون الوهيّت آن است كه إله بايد در بندگان خود و ميان آنها به حق داورى كند و خداى سبحان كه جزئيات امور بندگان را تدبير كرده و براى آنها تشريع دين نموده ، بهترين حاكم و قاضى ميان بندگان خويش است و ميان آنها بر اساس علم
هامش
( 1 ) . سورهء معارج آيه 7 - 6 .
( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 101 .