و پدرانشان را تابع آنها خواندهاند ، چون ظاهرا خود ايشان در ايمان و عمل به كمال رسيدهاند ولى پيروان و ذريّه آنها در مقام و منزلت پايينتر از طائفه اوّلند و ايمانى ضعيف و ناقص و اعمالى اندك دارند ، امّا به طائفه اوّل و كاملان منسوبند . و به همين دليل ملائكه آنها را هم در دعاى خود به طائفه اوّل ملحق نمودهاند . و آنگاه در مقام تعليل درخواستهاى خود مىگويند : خدايا فقط تو عزيز و حكيمى ، پس هر چه اراده كنى و رحمت خود را به هر كس بدهى ، كسى نمىتواند مانع و رادع تو باشد و حكم تو مطابق مصلحت و حكمت مىباشد .
( 9 )
( وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ )
: ( و آنان را از بديها حفظ كن كه هر كس كه تو او را از بديها حفظش كنى ، براستى به او رحمت نمودهاى و اين همان رستگارى عظيم است )
در ادامه ملائكه از خداوند درخواست مىنمايند كه مؤمنان و متّقين را از اهوال و شدايدى كه در روز قيامت همه با آن مواجهند ، حفظ فرمايد و آنگاه اين حفظ و وقايه را به رحمت الهى نسبت مىدهند و مىگويند هر كس را كه تو او را از هراسهاى روز قيامت حفظ نمايى حقيقتا به او رحمت نمودهاى و اين همان رستگارى بزرگ است همچنانكه مىفرمايد
( فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ
« 1 » پس هر كس از آتش نجات يافته و وارد بهشت شود حقيقتا به رستگارى رسيده و نيست زندگى دنيا مگر متاع فريبنده )
و از دعاى ملائكه نهايت ادب و بندگى و دعا استفاده مىشود كه ابتدا دعاى خود را با حمد و ثناى پروردگار آغاز كرده و سپس حاجت خود را مىطلبند و آنگاه به اسماء حسناى الهى كه مناسب درخواستشان بوده شفاعت مىجويند و در مرحله دوّم درخواست آمرزش را بر درخواست بهشت مقدّم نمودهاند ، چون براى درك هر نعمتى ابتدا بايد موانع آن بر طرف گردد و مغفرت در حكم دفع مانع از وصول رحمت و نعمت است .
( 10 )
( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيه 185 .