نعمت ديگر و برخوردارى آنها از صحّت و عافيت و انواع نعمات تو را نفريبد و نپندارى كه آنها ما را به عجز و ستوه در آوردهاند ، بلكه اين بهرهمندى آنها به ارادهء ما و به جهت استدراج و امهال آنهاست .
( 5 )
( كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ )
: ( قبل از ايشان هم قوم نوح و احزابى كه بعد از ايشان بودند ، آيات خدا را تكذيب كردند و هر امّتى قصد جان پيامبر خود را كرد تا او را بگيرند و با حربهء باطل عليه حق مجادله نمودند تا حق را از بين ببرند و من ايشان را با عذاب خود گرفتم ، پس عذاب من چگونه بود ؟ )
اين آيه جواب از توّهم و سؤال مقدّر است كه ممكن است به ذهن شنونده خطور كند كه : چگونه است ما مىبينيم هميشه كفّار و مستكبران غالب مىشوند و باطل خود را به پيش مىبرند ؟ حاصل جواب اين است كه : امّتهاى سابق چون قوم نوح و گروههاى بعد از ايشان مانند عاد و ثمود و قوم لوط و غير آنها ، همه مانند كفّار امروزى كارشان تكذيب و انكار بوده و حتّى قصد قتل يا اخراج پيامبرانشان را كردند تا به اين ترتيب حقّى را كه از جانب خدا آمده زايل سازند ، امّا عذاب خدا آنها را مهلت نداده و ايشان را مستأصل نموده و هيچ ياور و معينى هم نداشتهاند و اين قضاى الهى دربارهء همهء كفّار رانده شده .
پس توهّم اينكه كفّار ارادهشان بر اراده خدا غالب شده و يا او را به عجز آوردهاند توهّمى باطل است .
( 6 )
( وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ )
: ( و اينچنين كلمه پروردگارت بر عليه كافران محقّق شده كه آنها اهل آتشند )
خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : همانطور كه خدا تكذيب كنندگان امّتهاى گذشته را به عذاب دنيا دچار كرد ، كلمهء عذاب آخرت نيز بر آنها و بر كفّار قوم تو حتمى شده و آنها اهل آتش خواهند بود ، و اين كلام در مقام دلگرمى و تأييد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است .
( 7 )
( الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا