اينجا با اين دو صفت از پروردگار ياد مىكند تا اشاره كند كه اين قرآن از ناحيه كسى به آنها نازل شده كه عزيز مطلق است و هرگز كسى بر او غالب نمىشود و علم او آميخته با جهل و ضلالت نيست ، لذا كفّار با جدال جاهلانه خود تاب مقاومت در برابر او را ندارند ، و نيز او خدايى است كه همواره گناهان بندگان خود را مىآمرزد و توبهء آنها را مىپذيرد ، و از طرف ديگر در برابر مستكبران شديد العقاب و منتقم است و آنها را به سختى مجازات و عقوبت مىنمايد و نيز صاحب انواع انعامات طولانى مدّت مىباشد ، پس اساس تنزيل قرآن مبنى بر دعوت حق و علم و نيز مبتنى بر مضامين اين چهار اسم مبارك الهى مىباشد .
توضيح اينكه عالم انسانى از نظر برخوردارى از نعمات الهى يك عالم است . امّا از حيث زندگى آخرت انسانها به دو گروه شقى و سعيد منقسم مىشوند و خداوند به جزئيّات و خصوصيّات و اعمال خلقش آگاه است و هر فردى را كه لياقت آمرزش دارد مىآمرزد و توبهء هر كس را كه حقيقتا به سويش رجوع كند مىپذيرد و از طرف ديگر هر كس را كه مستحقّ عقاب است مجازات و عقوبت مىنمايد .
و هيچ معبودى جز او نيست ، آنگاه مىفرمايد : پس واجب است كه انسانها فقط مرا بپرستند و آنگاه به اين نكته اشاره مىكند كه معاد و بازگشت نهايى بسوى اوست ، چون اعتقاد به روز حساب و مسأله معاد ، خوف از عقاب و اميد ثواب را بدنبال دارد و علّت عمده و انگيزهء اصلى عبادت و پرستش هم همين خوف و رجاء است .
( 4 )
( ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ )
: ( در آيات خدا جدال نمىكنند مگر كسانى كه كافر شدند ، پس غوطهور شدنشان در ناز و نعمت تو را نفريبد )
مىفرمايد در آيات ( باهر ) و آشكار الهى فقط كسانى جدال مىكنند كه كافر شدهاند و هدفشان نابود كردن حقّى است كه از جانب علم خدا نازل شده و مجادلهء آنها براى روشن شدن حق نيست ، بلكه مجادلهء باطل است و كفّار كسانى هستند كه كفر و انكار در دلهايشان رسوخ كرده ، آنگاه خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد انتقال آنها از نعمتى به