وابسته به مشيّت خداى سبحان است .
توضيح اينكه ، سعى و كوشش انسان و علم و ارادهء او براى كسب روزى ، علت تامّه بدست آمدن روزى نيست ، و گرنه مىبايست همواره و در همهء اشخاص سعى و كوشش نتيجه يكسان به بار آورد در حالى كه چنين نيست ، پس غير از كوشش و كاردانى خود انسان ، شرايط و علل زمانى و مكانى ديگرى هم مؤثر است و موانع مختلفى هم وجود دارد كه با اختلاف ظروف و شرايط ، مانع از به نتيجه رسيدن مساعى مىشوند و اين موارد بيرون از حدّ شمارش و احصا هستند و وقتى همهء اين شرايط با هم جمع شده و موافقت داشته باشند آن وقت سعى و كوشش انسان به نتيجه مىرسد و روزى بدست مىآيد و توافق اين شرايط و علل همه مطيع يك مدبّر واحدند كه امر هستى و نظام آن را مطابق مشيّت بالغهء خود تدبير مىكند . و اين نظام عالم دلالت بر وحدانيّت ناظم و مدبّر آن دارد ، پس مدبّر عالم و روزى دهندهء خلائق همان خداى واحد و متعالى است كه آنها را آفريده
[ آيهء ( 61 - 53 ) تشويق به توبه و وعدهء مغفرت ]
( 53 )
( قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
« 1 » ) : ( بگو : اى بندگان من كه بر نفس خود ستم و تجاوز نمودهايد از رحمت خدا نوميد مشويد كه خدا تمامى گناهان را مىآمرزد ، همانا او آمرزندهء مهربان است )
در اين آيه خداوند به رسولخدا امر مىكند تا براى تشويق كافران به اجابت دعوت حقّه او ، آنها را با نام ( بندگان من ) بخواند و نيز بدانند كه بنده و عبد خدايند و خدا مولاى آنهاست و حقّ مولا بر بندهاش اين است كه بنده از اوامر مولايش اطاعت كرده و او را عبادت كند و مولا هم حق دارد كه آنها را به اطاعت و عبادت خود دعوت نمايد .
مراد از ( اسراف بر نفس ) تجاوز از حدّ بندگى و ارتكاب گناه است ( شرك و گناه كبيره و يا صغيره ) و مراد از ( قنوط ) نااميدى و يأس مىباشد .
هامش
( 1 ) . در تفسير مجمع البيان نقل شده كه اين آيه درباره وحشى قاتل حمزه عليه السّلام نازل شد . در زمانيكه مىخواست ايمان بياورد امّا مىترسيد توبهاش پذيرفته نشود و با نزول اين آيه ترديدش بر طرف شد و اسلام آورد .