ذخاير و گنجينههاى روى زمين را داشته باشند حاضرند در روز قيامت همه آن را بدهند تا از عذاب هولناك و شديد قيامت رها شوند . و آنها به زودى در روز قيامت به امورى بر مىخورند كه ما فوق تصوّر و درك آنهاست و هولانگيزتر از آنست كه به ذهن آنها خطور كرده و احتمالش را بدهند .
( 48 )
( وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ )
: ( و آثار بد اعمالى كه كردند برايشان آشكار شود و همان عذابهايى كه آن را مسخره مىكردند بر سرشان مىآيد )
يعنى در روز قيامت كارهاى زشتشان كه در دنيا از نظرشان مخفى بود برايشان آشكار مىشود و همان عذابهاى گوناگون و شدائد و هولهايى كه دربارهء قيامت از پيامبران مىشنيدند و مسخره مىكردند ، به آنها مىرسد .
( 49 )
( فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ )
: ( و وقتى كه گرفتاريى به انسان مىرسد ، ما را مىخواند ، و همين كه نعمتى به او ارزانى نماييم ، گويد اين از علم خودم بدست آمده ، ليكن همين نعمت وسيلهء آزمايش اوست ، امّا بيشتر آنها نمىدانند )
( ضرّ ) يعنى مرض و شدّت و گرفتارى .
مىفرمايد طبيعت انسان چنين است كه هر وقت دچار گرفتارى مىشود متوجّه پروردگارش مىگردد و او را با حالت خلوص و انقطاع از غير او ، مىخواند ، امّا وقتى پروردگار به او نعمتى بخشد ، آن نعمت را به خودش نسبت مىدهد و مىگويد اين مال و چيز را با دست خودم و با علم و هنر و خبرگى خودم كسب كردهام « 1 » ، چون اگر بگويد كه اين امر نعمت است ناچار مىشود كه به وجود منعم اعتراف كند .
اين چنين نيست ، بلكه آن نعمتى كه خدا به او مىبخشد به جهت آزمايش اوست تا او
هامش
يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ )( 1 ) . چون ضمير در لاويته ضمير مذكر است ، بنابراين نمىتواند به نعمت بازگردد بلكه بايد به مال يا شىء برگردد كه مذكّر هستند . ( مترجم )