خداى متعال است ، لذا هر چيزى كه خير برساند و يا باعث شر باشد ، هستى آن از خداست و احدى نمىتواند مانع از خيرى كه خدا بخواهد به بندهاى برساند بشود و يا شرّى را كه خدا اراده كرده به او برساند ، دفع نمايد ، پس خلقت و تدبير هر دو بدست خداست كه ربّى به غير او و معبودى جز او نيست .
در انتها رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را امر به توكّل مىنمايد و مىفرمايد : به آنها بگو من خدا را وكيل خود گرفتم و او مرا كفايت مىكند ، چون امر تدبير من بدست اوست و من با وكيل گرفتن او در امور خود عملا اين معنا را تصديق مىكنم چون او شايستهء توكّل و اعتماد است و اهل بصيرت هم در موضع توكّل فقط بر او توكّل و اعتماد مىنمايند .
( 39 )
( قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ )
: ( بگو اى قوم من ، به همين كفر خود ادامه دهيد ، من نيز به كار خود مىپردازم به زودى خواهيد فهميد )
( 40 )
( مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ )
: ( كه چه كسى دچار عذابى مىشود كه او را خوار مىسازد و عذابى دائمى به او مىرسد )
در اينجا به رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه به مشركان بگويد : شما مىتوانيد به اين روش خود يعنى كفر و جلوگيرى از راه خدا ادامه دهيد ، من نيز به روش خود يعنى ايمان و عمل صالح و دعوت مردم بسوى توحيد و حق ادامه مىدهم و به هيچ وجه از آن منصرف نمىشوم ، پس به زودى مىفهميد چه كسى در دنيا به عذابى دچار مىشود كه او را خوار مىسازد ( همانطور كه در جنگ بدر دچار شدند ) و در آخرت نيز به عذابى مبتلا مىشود كه هرگز از او جدا شدنى نيست . كه اين كلام در حكم تهديد و انذار آنهاست .
( 41 )
( إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ )
: ( همانا اين كتاب را بر تو به حق نازل كرديم براى مردم ، پس هر كس از هدايت آن بهرهمند شود ، به نفع خود اوست و هر كس گمراه گردد ، عليه خود اوست و تو مسئول و وكيل آنها نيستى )
يعنى ما اين كتاب قرآن را بر تو فرستاديم براى آنكه تو آن را بر مردم تلاوت كنى و مطالبش را به آنان برسانى و اين كتاب ملازم حق است و هيچ باطلى با آن آميخته نيست ،