آنگاه مىفرمايد : اين مشركين كه تو را از خشم خدايان خود مىترسانند و تهديد مىكنند ، تا ابد به سوى ايمان راه نمىيابند و سعى و تلاششان به نتيجه نمىرسد ، چون اينها را خدا به عنوان مجازات كفر و استكبارشان گمراه كرده و از طرف ديگر آنها به آرزوى خود دربارهء سازش با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و جلوگيرى از دعوت او ، نايل نمىشوند ، زيرا خدا او را هدايت كرده و كسى را كه خدا هدايت كرده ، ديگر هيچ عاملى نمىتواند گمراهش سازد چون هدايت فقط از جانب خداست .
در ادامه با استفهام تقريرى مىخواهد بفرمايد ، مطلب همين طور است كه خدا عزيز و انتقام گيرنده است . پس انتقامگيرى او اقتضاء مىكند از كسى كه حق را انكار و بر كفر خود اصرار ورزيده انتقام بگيرد و لذا او را گمراه مىكند بطوريكه هيچ هاديى براى او نخواهد بود زيرا خداى متعال عزيزيست كه هيچ نيرويى بر ارادهء او غالب نمىشود و از طرف ديگر وقتى خدا بندهاى را به پاداش تقواى و احسانش هدايت كند ، ديگر هيچ گمراه كنندهاى نمىتواند او را گمراه سازد .
[ آيهء ( 52 - 38 ) احتجاج بر عليه مشركين و شرح مسأله توفيه در خواب و مرگ و ذكر ناسپاسى انسان ]
( 38 )
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ )
: ( و اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرد ، حتما مىگويند خدا ، بگو پس به من خبر دهيد كه آن خدايانى كه به غير خدا مىپرستيد ، اگر خدا شرّ مرا بخواهد ، آنها مىتوانند آن را بر طرف سازند و يا اگر رحمتى برايم بخواهد ، آنها مىتوانند مانع آن شوند ؟ بگو ، پس خدا مرا بس است و توكّل كنندگان فقط بر او اعتماد و توكّل مىنمايند )
( ضرّ ) به معناى مرض و شدّت و امثال آن از عموم گرفتاريها و مصائب است .
در اينجا براى توحيد ربوبى مجددا اقامهء حجّت شده و براى اثبات حجّت بعنوان مقدمه مسأله خلق عالم را مطرح مىنمايد كه خود مشركان نيز باور دارند خالق عالم خداست و شركاء فرضى را شريك در تدبير مىدانند ، نه در آفرينش .
لذا با توجه به اين مقدمه كه هر چه در عالم است عين و آثارش مستند به خلقت