دلهايشان متمايل به ياد خدا مىگردد ، اين هدايت خداست كه هر كس را بخواهد با آن هدايت مىكند و كسى كه خدا گمراهش كند ديگر راهنمايى نخواهد داشت )
مىفرمايد خداست كه قرآن را كه نيكوترين سخنهاست نازل فرموده چون قرآن مشتمل بر حق محض است و ابدا باطل در آن رخنه نمىكند و ابعاض و آيات آن با يكديگر متشابه و به يكديگر منعطف هستند و بعضى ، بعضى ديگر را شرح و بيان مىكنند و اشخاصى كه از مقام و عظمت پروردگارشان خشيت دارند با شنيدن آيات آن متوجّه ساحت كبريا و عظمت الهى شده و پوست بدنهايشان جمع مىشود ولى پس از مدّتى بار ديگر پوست بدنشان نرم مىگردد و دلهايشان آرامش مىيابد چون به ياد خدا مىافتند و همين ياد خدا به آنها آرامش نفس و سكون مىدهد .
اين حالت جمع شدن پوست و سپس آرامشى كه از ياد خدا به آنها دست مىدهد ، هدايت خداست كه فقط نصيب كسانى مىشود كه استعداد هدايت پذيرى را در خود از بين نبردهاند و با اشتغال به امورى چون فسق و ظلم و معصيت مانع از هدايت خويش نشدهاند . اينچنين افرادى هستند كه خداوند با فضل خود اراده كرده و هدايت را شامل حالشان مىنمايد . و به عكس افرادى كه اين گونه نباشند و استعداد هدايت پذيرى را در خود زايل نموده باشند ، خداوند آنها را گمراه مىكند و هر كس كه خدا او را گمراه كند ، ديگر هيچ هدايت كنندهاى برايش نخواهد بود . چون هدايت فقط از جانب خداست .
( 24 )
( أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ )
: ( آيا كسى كه روى خود را از عذاب در روز قيامت حفظ مىكند مانند كسى است كه از آن ايمن است ؟ در آن روز به ستمكاران گفته مىشود كه : بچشيد آنچه را كه خود كسب كردهايد )
در مقام مقايسه اهل هدايت و ضلالت با استفهامى انكارى مىفرمايد : آيا كسى كه سعى مىكند روى خود را از عذاب قيامت حفظ كند ( چون دست او كه با آن مرتكب مكاره گشته به گردنش بسته شده و نمىتواند از دست خود استفاده كند ) به مانند كسى