در اينجا به امر تدبير الهى در انزال باران و رويش نباتات و چرخهء طبيعى آنها اشاره شده و بوسيلهء آن بر توحيد ربوبيّت احتجاج نموده است . مىفرمايد : مگر نمىبينى كه خداست كه باران را از آسمان مىفرستد و آن را در رگ و ريشهء زمين داخل مىكند تا به صورت چشمههايى در زمين جارى مىشوند ، امّا پس از مدتى خدا آن زراعت را مىخشكاند ، بطوريكه پس از سبزى و خرّمى زرد مىشود و به صورت كاه و خس در مىآيد ، اينها همه نمونههايى از تدبير الهى است كه فقط صاحبان خرد از مشاهدهء آن متذّكر مىشوند . و چه بسيار عبرتهايى براى اهل خرد وجود دارد كه با مشاهده آنها مىتوانند متنبّه شوند كه تصرّف و مالكيّت مطلق در خلق فقط از آن خداى متعال است .
( 22 )
( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ )
: ( آيا كسى كه خدا سينهاش را پذيراى اسلام كرده و در نتيجه همواره با نور الهى پيش مىرود ، چون سنگدلان است ؟ پس واى بر سنگدلانى كه ياد خدا دلهايشان را نرم نمىكند ، آنها در گمراهى آشكارند )
مىفرمايد آيا كسى كه خدا سينهاش را گشاده كرده تا ظرفيت پذيرش سخن را داشته باشد و در برابر ارادهء خدا و سخن حق تسليم باشد و هر سخن حقّى را بپذيرد و رد نكند ، و به همين دليل با نورى از جانب پروردگارش به پيش مىرود و بوسيلهء آن حق را از باطل تشخيص مىدهد ، مانند اشخاص سنگدلى است كه سخن حق و اسلام را نمىپذيرند ؟ پس واى بر سنگدلانى كه شرح صدر و نور الهى ندارند و با آيات خدا متذكّر نمىشوند و در نتيجه به سوى حق راه نمىيابند و در گمراهى آشكار هستند چون وسيلهاى ندارند كه توسّط آن ، حق را از باطل تشخيص دهند .
( 23 )
( اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ )
: ( خدا بهترين سخن را نازل كرده ، كتابى كه بخشهاى آن به هم مربوط و به يكديگر منعطف است و از شنيدن آن كسانى كه از پروردگارشان خشيت دارند پوست بدنشان جمع مىشود و در عين حال پوستها و