به همين كفر و بىخبرى از خدا سرگرم باش آن هم سرگرمى اندك و ناپايدار ، چون اين امور دوامى ندارد و سرانجام بازگشت تو بسوى آتش جهنم است زيرا تو از اهل آتشى و اين آتش از آن توست كه نهايت سعى خود را براى تصاحب آن به كار بردهاى . و اين گفتار در حكم انذار و تهديد است .
( 9 )
( أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ )
: ( آيا كسى كه در اوقات شب در حال سجده و ايستاده به عبادت مشغول است و از آخرت بيمناك است و به رحمت پروردگارش اميد دارد ، مانند بىخبران است ، بگو آيا آنها كه مىدانند با آنها كه نمىدانند يكسان هستند ؟ هرگز ! ولى فقط صاحبان خرد متذكّر مىشوند )
( قنوت ) يعنى ملازم بودن با عبادت و ( آناء ) به معناى اوقات است . مىفرمايد : آيا اين كافرى كه گفتيم از اهل آتش است بهتر است يا كسى كه همواره مطيع و خاضع و ملازم بر طاعت پروردگار است و در اوقاتى از شب در حال سجده و يا قيام به نماز و عبادت مىپردازد و از عذاب آخرت مىترسد و به معاد يقين دارد و در عين حال به رحمت پروردگارش كه مدبّر اوست و ايمان و عمل او را نيكو نموده ، اميدوار است ؟
آنگاه به نحو مطلق و كلّى مىفرمايد : بگو عالمان و جاهلان يكى هستند ؟ لكن بر حسب مورد ظاهرا مراد از علم ، علم به خدا و طريق كمال سعادت است كه چنين علمى به حقيقت نافع است و نداشتن آن عين خسارت مىباشد ، امّا علوم ديگر مانند مال هستند و تنها در زندگى دنيا كاربرد دارند و با فناى دنيا فانى مىشوند .
ولى از اين تذكّر فقط صاحبان خرد و تعقّل بهرهمند مىشوند ، پس علّت رجحان خردمندان و علما بر جاهلان همين است كه اينها به حقايق امور متذكّر مىشوند و لذا تذكّر از تعقّل منفك نيست و در همه اينها نشانههايى براى كسانى كه صاحب قلب سليم و گوش شنوا هستند و گواه مىباشند وجود دارد
( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ )
« 1 »
هامش
( 1 ) . سورهء ق ، آيه 37 .