شدهاند برساند . به همين دليل اگر شما به مقتضاى بندگى و اخلاص دين براى خدا ، شكر او را به جا آوريد ، خداوند اين شكر را براى شما مىپسندد چون اين شكر ، شما را به سعادت و كمال مطلوبتان هدايت مىكند . و شكر خدا منطبق بر ايمان به خداست و كفران خدا منطبق با كفر به او و نعمات اوست .
آنگاه به اين مسأله مىپردازد كه هيچ كس بار گناه ديگرى را برنمىدارد و هر كس به جرم گناهانى مؤاخذه مىشود كه خود مرتكب آن شده باشد و سرانجام در روز قيامت همه شما به سوى پروردگار يكتاى خود باز مىگرديد و او حقيقت اعمالتان را برايتان ظاهر مىسازد و شما را مطابق آنچه در دلهايتان است محاسبه مىكند چون او داناى به اسرار سينههاست .
( 8 )
( وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ )
: ( و وقتى كه ناملايمى به انسان برسد ، پروردگار خود را با حالت انابه و رجوع به سوى او ، مىخواند و وقتى خدا نعمتى به او دهد باز دعا و تضرّع قبلى را فراموش مىكند و براى خدا شريكانى مىگيرد تا مردم را از راه خدا گمراه كند ، به او بگو سرگرم كفر خود باش و به اين بهرهء اندك دلگرم باش ، همانا تو از اهل آتشى )
مىفرمايد وقتى شدّت يا مرض يا قحطى و امثال آن به انسان مىرسد پروردگار خود را در حالى كه اعتراف به ربوبيّتش دارد ، مىخواند و به سوى او باز مىگردد و از غير او اعراض مىكند و رفع گرفتارى خود را فقط از خدا مىخواهد .
امّا وقتى خداى متعال گرفتارى او را بر طرف كرد و نعمتى از ناحيهء خود به او داد ، سرگرم و غرق در آن نعمت گشته و گرفتارى سابق و تضرّع خود را از ياد مىبرد و براى خدا امثالى مىگيرد و آنها را به پندار خود شريك خدا در امر الوهيّت و ربوبيّت مىداند ، تا آنجا كه اين عقايد او باعث مىشود كه ساير مردم از راه خدا گمراه گردند و از او تقليد نموده و به اسباب طبيعى اعتماد كنند و آلهه را ربّ خود بگيرند .
آنگاه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه به چنين فردى بگويد : اى انسان غافل از خدا