و مراد از ظلمات ثلاث : ظلمت شكم مادر ، ظلمت رحم و ظلمت مشيمه يا غشاء نگهدارندهء جنين است .
آنگاه مىفرمايد اين خالق مدبّرى كه چنين خلقتى نموده همان پروردگار شماست و غير او ربّى نداريد و ملك و تصرّف مطلق در همه عالم از آن اوست .
و هيچ معبودى جز او نيست يعنى انحصار الوهيّت در خدا فرع انحصار ربوبيّت در اوست . چون إله به اين جهت عبادت مىشود كه ربّ و مدبّر امور است ، پس به طمع رضاى او و يا از ترس سخطش و يا به جهت تشكّر و سپاس عبادت مىشود .
لذا فقط خداست كه بايد انسانها به اميد رضايش يا از خوف سخطش و يا به جهت شكرش او را عبادت كنند . پس با اين همه دلايل آشكار چگونه باز از عبادت خدا به سوى عبادت غير خدا برمىگرديد ، با اينكه او ربّ شما و خالق و مدبّر و مالك و حاكم بر شماست ؟
( 7 )
( إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ )
: ( اگر كفر بورزيد ، خدا بىنياز از شماست و او كفر را براى بندگان خود نمىپسندد و اگر شكر بگزاريد آن را براى شما مىپسندد و هيچ حاملى بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد و سرانجام بازگشتتان به سوى پروردگارتان است و او شما را به آنچه مىكردهايد خبر مىدهد چون او داناى به اسرار سينههاست )
در اينجا اين توّهم را دفع مىكند كه اگر خداوند انسان را به سوى توحيد خود دعوت مىكند از اين جهت نيست كه او محتاج به عبادت آنهاست ، بلكه از جهت اين است كه خدا به سعادت آنها عنايت دارد و از سر لطف آنها را به سوى سعادتشان دعوت مىكند .
لذا خطاب به عموم مكلّفين مىفرمايد : اگر به خدا كفر بورزيد و او را يگانه ندانيد ، همانا خداوند بذاته از شما بىنياز است ، پس از ايمان شما سودى نبرده و از كفر و معصيت شما نيز متضرّر نمىشود . اما با اين وجود ، او كفر نعمت را بر بندگانش نمىپسندد و عنايت الهّيه او اقتضاء مىكند كه آنها را به كمالى كه براى آن آفريده