تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
خانواده او به غير همسرش از بين رفته و هلاك شده بودند ، خداوند همه آنها را برايش زنده كرد و به علاوه خداوند به همان تعداد به او فرزند و يا نوه عطا كرد و همه آنها گرداگرد او را احاطه كردند ، آنگاه مىفرمايد : ما اين كار را كرديم تا رحمتى از جانب ما براى او باشد و نيز براى صاحبان خرد باعث تذكر و تنبّه شود تا آنها با شنيدن سرگذشت او متذكّر و متّعظ گردند . در ادامه چون ايّوب سوگند خورده بود كه اگر حالش بهبود يابد همسرش را با صد تازيانه تأديب كند و خدا مىدانست كه همسر او بيگناه است ، لذا به او وحى نمود تا يك دسته شاخه نازك به تعداد 100 عدد در دست گرفته و آن را به آرامى يك نوبت بر تن همسرش بنوازد ، تا سوگند خود را نشكسته باشد « 1 » آنگاه مىفرمايد ما ايّوب را در برابر همه ناملايمات و ابتلائات صابر يافتيم چون او بنده‌اى بسيار خوب بود كه بسيار به درگاه ما رجوع مىكرد . ( 45 )
( وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
( به ياد آور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه مردانى نيرومند و بينا بودند ) ( 46 )
( إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ )
: ( كه ما آنها را به خصلتى خالص كه همان ياد آخرت باشد ، خالص و پاك كرديم ) ( 47 )
( وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ )
: ( و آنها در نزد ما از برگزيدگان نيكان هستند ) در اينجا به ماجراى سه تن ديگر از بندگان و انبياء اوّاب خود مىپردازد و با ذكر آنان به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم دلگرمى مىدهد ، مىفرمايد : ابراهيم و اسحاق و يعقوب افرادى نيرومند و
هامش
( 1 ) . در تفسير قمى از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه همسر ايّوب نواده يوسف عليه السّلام كه در حسن صورت و سيرت سرآمد بود ، در روزگار سختى از راه صدقه تكّه نانى مىيافت و با آن خود و شوهرش سدّ جوع مىكردند ، آخرين آزمايش ايّوب اين بود كه شيطان به صورت مردى بر همسرش ظاهر شد و از او كه در نهايت گرسنگى و ناتوانى بود ، خواست تا در برابر دادن تكّه‌اى نان موى سر خود را كوتاه كرده و به او بدهد و او از سر اضطرار و ناچارى و به منظور اينكه ايّوب گرسنه نماند ، موى سر خود را به او بخشيد ، ايوب وقتى گيسوان همسر خود را بريده ديد به القاء شيطان و بدون تحقيق و پرسش او را گنه كار پنداشت و سوگند خورد كه او را صد تازيانه بزند و آنگاه خدا به او وحى كرد و او را از حقيقت ماجرا خبر داد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 125 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر