نموديم كه او هر جا مىخواست باد بوزد ، باد به نرمى به آنجا مىوزيد )
( 37 )
( وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ )
: ( و نيز شياطين را مطيع او كرديم كه آنها يا بنّا بودند يا غوّاص )
( 38 )
( وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ )
: ( امّا بقيهء آنها همگى را در غل و زنجير نموديم تا مزاحم سلطنت او نباشند )
( 39 )
( هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ )
: ( اين است بخشش ما و به او گفتيم از نعمت خود به هر كه مىخواهى عطا كن و از هر كه مىخواهى دريغ نما ، كه عطاى ما بىحساب است )
( 40 )
( وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ )
: ( و براستى او در درگاه ما تقرّب و سرانجامى نيك دارد )
مىفرمايد : ما به سليمان ملكى داديم كه دامنهاش باد و جن را هم در برمىگرفت . و آن دو نيز رام و مسخّر او شدند ، بطوريكه باد به امر آنحضرت و بدون كمترين سختى و مشقّتى جريان مىيافته و شياطين جنّى نيز آنها كه كار بنّايى مىدانستند براى او بنا مىساختند و آنهايى كه كار غواصّى مىدانستند به امر او لؤلؤ و مرجان و ساير منافع دريايى را برايش استخراج مىكردند و بقيّه آنها كه جز شرارت كارى نمىدانستند خداوند آنها را در غل و زنجير اسير كرده بود تا او از شرّشان در امان باشد . آنگاه خداوند خطاب به وى مىفرمايد : اين همه سلطنتى كه ما به تو داديم عطاى بىحساب ما بود كه با بذل و بخشش تو كاسته نمىشود ، پس اگر مىخواهى بذل و بخشش نما و اگر نمىخواهى امساك كن . در هر صورت عطاء ما آنقدر نامحدود است كه بذل يا امساك تو تأثيرى در كمى و زيادى آن ندارد چون بخشش از ناحيه خداى عزيز كريم است . در آخر مىفرمايد : سليمان به جهت آنكه بندهء شايسته و رجوع كنندهاى بود ، در نزد ما داراى منزلتى مقرّب و بازگشتگاهى نيكوست .
[ آيهء ( 48 - 41 ) ( آيات مربوط به ايّوب و ابراهيم و اسحاق و يعقوب و يسع و ذو الكفل و مدح آنان ]
( 41 )
( وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ )
: ( به ياد آر بندهء ما ايّوب را آنزمان كه پروردگار خود را ندا داد كه شيطان مرا دچار عذاب و