تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 27 )
( وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ )
: ( و ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آندوست باطل نيافريده‌ايم ، اين پندار كسانيست كه كافر شدند ، پس واى بر كافران از عذاب آتش ) در اينجا به اصل ثبوت روز جزا احتجاج مىنمايد ، به اينكه امر خلقت آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست بىغرض و باطل نيست ، چون باطل يعنى هر چيزى كه غايت نداشته باشد و صدور خلقتى بدون غايت و غرض ، از خالق حكيم و مجيد محال است بلكه اصولا خلقت بدون غرض در عالم وجود محال و ممتنع است . در ادامه مىفرمايد : اين مطلب كه خدا عالم را باطل و بدون غرض و غايت آفريده باشد و روز حسابى در كار نباشد پندار و توهّم باطل كسانيست كه كافر شده و منكر روز جزا مىباشند و واى به حال آنها از عذاب آتش دوزخ . ( 28 )
( أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ )
: ( و يا پنداشتند كه ما كسانى را كه ايمان آورده و عمل صالح كردند مانند كسانى كه در زمين فساد انگيزى كردند قرار داده‌ايم و يا با اهل تقوى و اهل فسق و فجور به يكسان معامله مىكنيم ؟ ) اين آيه متضمّن حجّت دوم بر امر معاد است ، به اين بيان كه : بىترديد انسان هم مانند ساير موجودات كمالى دارد كه عبارتست از اينكه در دو جانب علم و عمل از مرحله قوّه و استعداد به مرحلهء فعليّت برسد ، و به عقايد حقّه معتقد گشته و اعمال صالحه بجا بياورد . لذا فقط افراد مؤمن و صالح و با تقوى هستند كه در انسانيّت خود به كمال رسيده‌اند ، اما مفسدان در زمين و آنهايى كه عقايد و اعمال فاسد دارند و اهل فسق و فجور هستند در انسانيّت خود ناقصند و مقتضاى كمال ، حيات سعيد و عيش طيّب و در مقابل ، مقتضاى نقص ، حيات شقاوت بار و عيشى نكبت آور است و چون در دنيا هر دو گروه كامل و ناقص به يك اندازه از نعمات مادّى بهره مىبرند و تمايزى ندارند حتما بايد حيات آخرتى باشد كه در آن با هر كس به مقتضاى استحقاقش رفتار شود و اگر معاد و حيات اخروى نباشد اين امر با عدالت الهى و عنايتى كه به رساندن هر حّقى به صاحبش دارد ،