تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
شبيه سازى ، تكليفى متوجه داوود نبوده و حكم خطا در جايگاه تجسّم و تمثّل گناه شمرده نمىشود . پس خطاى داوود در واقع معصيت نبوده تا با عصمت انبياء در تضاد باشد ، همچنانكه در خصوص خطاى آدم عليه السّلام در بهشت توضيح داديم . و اگر هم متخاصمين از جنس بشر باشند يقينا حكم داوود فرضى و تقديرى بوده است . يعنى ايشان خطاب به شاكى فرموده : اگر حقيقت ماجرا همين باشد كه تو مىگويى ، در اين صورت رفيقت به تو ستم كرده ، مگر آنكه دليلى قاطع بياورد كه اين يك گوسفند هم از آن اوست . به هر حال مقام داوود نبى كه معصوم از خطا و گناه است و خداوند به او حكم و فصل الخطاب ارزانى داشته ، با توجيهى غير از موارد فوق سازگار نمىشود . به هر حال خداوند مىفرمايد : ما اين خطا و ترك اولى را از داوود ناديده گرفتيم و او را شامل مغفرت خود نموديم و همانا او در نزد ما داراى منزلت و قرب بوده و بازگشتگاهى نيكو خواهد داشت . و آنگاه ما به داوود گفتيم : كه اى داوود ما تو را خليفه و جانشين خود در زمين قرار داده‌ايم يعنى خلافتى را كه براى او بطور بالقوه محقّق بود به فعليّت رسانديم و عرصه بروز و ظهور آن را فراهم كرديم . مراد از آن ، خلافت خدايى است كه در نتيجه ، فرد جانشين بايد متخلّق به اخلاق الهى بوده و آنچه خدا اراده مىكند او نيز همان را بخواهد و حكم او عين حكم الهى باشد و چون حكم خدا همواره به حق است ، او نيز بايد جز به حق حكم نكند . بنابراين در ادامه خداوند خطاب به داوود مىفرمايد : حال كه ما تو را خليفه خود كرديم پس تو بين مردم به حق حكم كن و در داورى ميان آنها از هواى نفست پيروى مكن كه هواى نفس ، تو را از راه خدا كه همان سبيل حق است گمراه مىكند . و در مقام تعليل اين نهى مىفرمايد : پيروى از هواى نفس و گمراهى از راه خدا باعث مىشود انسان از روز حساب غافل شود و فراموش كردن و بىاعتنايى به روز قيامت هم عذابى شديد به دنبال خواهد داشت . بنابراين هيچ گمراهى و معصيتى منفك از فراموش كردن روز حساب نيست ، و ريشهء همه معاصى غفلت از ياد قيامت است .