تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
است و هيچ كس مانند او نيست « 1 » . در ادامه براى تأكيد بر زشتى و قباحت گفتار آنها مىفرمايد : آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده كه خودش دختر بزايد ؟ و پسر زاييدن را به شما واگذار كرده ؟ آخر اين چه حكمى است كه مىكنيد ؟ و براستى قصد تذكّر و تنبّه نداريد ؟ و اين سخنان در مقام ردّ گفتار ايشان و توبيخ و ملامت آنهاست كه سخن بدون دليل نگويند و با اينكه دلايل عقلى بر خلاف گفتارشان حكم مىكند ، متذكّر شوند و بفهمند كه ساحت خداى سبحان منزّه است از آنكه جزء پذير باشد و جزئى به نام فرزند از او تولّد يابد و نيز منزّه است از اينكه محتاج فرزند بوده و در صدد اخذ فرزند و واسطه برآيد . ( 156 )
( أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ )
: ( يا آنكه برهان روشنى داريد ؟ ) ( 157 )
( فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( پس اگر راست مىگوييد آن كتابتان را بياوريد ) ( 158 )
( وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ )
: ( و بين خدا و جنّ خويشاوندى قائل شدند با اينكه جنّيان مىدانند كه براى حسابرسى احضار مىشوند ) ( 159 )
( سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ )
: ( منزّه است خدا از آنچه توصيف مىكنند ) ( 160 )
( إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ )
: ( مگر آن اوصافى كه بندگان خالص شده او برايش قائلند ) مىفرمايد بلكه به شما از ناحيه خدا كتاب و برهانى رسيده باشد كه در آن به شما خبر داده شد كه ملائكه دختران خدايند ، چون وقتى عقل و حس ، چنين عقيده‌اى را محكوم مىكند ، حتما شما دليل نقلى بر مدعّايتان داريد ! كه در اين صورت ، اگر راست مىگوييد آن را ارائه دهيد . و مراد از اين درخواست تعجيز و ابطال گفتار آنهاست . در ادامه مىفرمايد از دروغها و افكهاى ديگر اين مشركين اين است كه بين خدا و جنّيان نسبت خويشاوندى قائل هستند و اجنّه را فرزندان خدا مىدانند ، با اينكه خود جنّيان مىدانند كه در پيشگاه خدا در روز جزا احضار خواهند شد ، پس آنها بنده و مربوب خداى متعال هستند كه خدا به زودى آنها را محاسبه كرده و مطابق اعمالشان جزا خواهد داد ، در ادامه مىفرمايد : منزّه است خدا از اين توصيفاتى كه كفّار مىكنند و به او نسبت ولادت و
هامش
( 1 ) . سوره توحيد
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 107 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر