پروردگارت داراى دختران و اينها داراى پسرانند ؟ )
( 150 )
( أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ )
: ( و آيا ما روزى كه ملائكه را آفريديم ، ايشان شاهد و ناظر بودند ؟ )
( 151 )
( أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ )
: ( آگاه باش كه اينها آنقدر تهمت گو و مفترى هستند كه مىگويند : )
( 152 )
( وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ )
: ( خدا فرزند آورده در حالى كه آنها دروغگويند )
( 153 )
( أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ )
: ( آيا خدا دختران را بر پسران برگزيده ؟ )
( 154 )
( ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) *
: ( شما را چه شده ؟ چگونه حكم مىكنيد ؟ )
( 155 )
( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ )
: ( پس آيا متذكّر نمىشويد ؟ )
در اين آيات اعتقاد مشركين راجع به ملائكه نقد و ارزيابى شده ، چون مشركان و بت پرستان برهمايى و بودايى و صابئين اعتقاد دارند كه ملائكه از جنس مؤنث بوده و دختران خدا و واسطه و شفيع هستند ، خداوند در ردّ سخن ايشان مىفرمايد : اى رسول ما از آنها بپرس آيا خدا صاحب دختر است و شما صاحب پسر ؟ و از آنجا كه آنها دختر داشتن را ننگ مىدانستند اين سخن آنها اهانت به ساحت ربوبى و بالاتر شمردن خود بر خداوند محسوب مىشد . در ادامهء احتجاج مىفرمايد : آيا ايشان در روزيكه ما ملائكه را خلق مىكرديم حاضر و ناظر بودند و انوثيّت ملائكه را ديدند ؟ چون اصولا جنسيّت از موارديست كه جز از راه حس نمىتوان آن را اثبات كرد و ملائكه كلا براى مشركين محسوس نبودهاند تا آنها دم از انوثيّت يا ذكوريّت آنها بزنند . آنگاه خطاب به پيامبر مىفرمايد : بدان كه اينها از روى افترا سخنى به ناحق مىگويند و به خدا نسبت فرزند مىدهند و براستى ايشان دروغگويند . چون كيفيّت خلقت ملائكه براى هيچ كس معلوم نيست و اينها اين خلقت را به نحو ولادت دانستهاند و لذا در اين گفتار خود مرتكب افك و دروغى آشكار شدهاند . زيرا خداوند ذات يگانه است كه نه زاده و نه زاييده شده