تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
چون او از اهل ذكر و تسبيح بود و دائما در شكم ماهى با خداى خود مناجات مىكرد
( فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 1 » ) ، خداوند او را از اين گرفتارى نجات داد يعنى او را از شكم ماهى بيرون انداخت و در كنار دريا در زمينى كه سايه و سقفى نداشت پرتاب كرد ، در حالى كه او بيمار بود و خداوند از روى رحمت و عنايت درخت كدويى در بالاى سرش رويانيد تا با برگهاى پهن و مدوّرش بر سر او سايه بياندازد و او بهبود يابد ، پس از آن خداوند او را به سوى اهل نينوا مبعوث فرمود كه عددشان صد هزار نفر و بلكه بيشتر بود و اين قوم به وى ايمان آوردند و خدا آنها را به آن عذابى كه قبلا به ايشان نزديك بود ، هلاك نكرد بلكه آنها را از نعمت حيات و بقاء برخوردار نمود كه تا مدّت فرا رسيدن اجلشان زندگى كنند ، كه با توجه به آيه 97 و 98 سورهء يونس و آيهء 87 و 88 سورهء انبياء معلوم مىشود كه يونس از ابتدا هم بر همين اهل نينوا مبعوث شده بود امّا آنها به او ايمان نياوردند و يونس براى عذاب ايشان دعا كرد و با حالت گريز و غضب بر آنها آنجا را ترك كرد امّا قوم يونس وقتى نشانه‌هاى عذاب را ديدند توبه كرده و ايمان آوردند و خداوند هم عذاب را از آنها برداشت . ولى يونس وقتى خبردار شد كه عذاب از آنها برداشته شده ، گويا متوجّه ايمان و توبه قوم خود نشده و ديگر به سوى آنها بازنگشت و با حالت خشم و اندوه پيش رفت تا به كشتى رسيد و ظاهر حالش مانند كسى بود كه از حكم خدا فرار مىكند و به عنوان قهر كردن از اينكه چرا خدا نفرين او را اجابت نكرده و او را نزد قومش خوار ساخته از آنجا دور مىشود و در حالى مىرفت كه مانند كسى بود كه مىپندارد دست خدا به او نمىرسد و بعد ساير اتّفاقات برايش پيش آمد ولى سرانجام خدا او را نجات داد و دوباره او را به سوى قومش گسيل داشت . وقتى دوباره يونس به نزد آنها بازگشت آنها او را تصديق كرده و از اوامرش پيروى كردند و خداوند هم آنان را تا مدتى معيّن از نعمت حيات برخوردار ساخت .

[ آيهء ( 182 - 149 ) ردّ اعتقاد مشركين در دختر داشتن خدا و خويشاوندى بين اجنّه با خدا و بيان منصور بودن انبياء الهى و جند خدا ]

( 149 )
( فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ )
: ( از آنها نظر بخواه كه آيا
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيه 87 .