دعوت حق او را در امم آتيه برقرار نگه داشته و بر او سلام و درود مىفرستد « 1 » و امنيّت و نعمت را به آنان ارزانى داشته و مىفرمايد ما هر نيكوكارى را چنين جزا مىدهيم چون او از اهل حق و حقيقت و بندهء مؤمن خدا بود .
[ آيهء ( 148 - 133 ) ماجراى يونس عليه السّلام ]
( 133 )
( وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ )
: ( بدرستى كه لوط از پيامبران بود )
( 134 )
( إِذْ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ )
: ( به ياد آر ، آنزمان كه ما او و اهل او را همگى نجات داديم )
( 135 )
( إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ )
: ( جز پيرزنى كه از باقى ماندگان در عذاب بود )
( 136 )
( ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ )
: ( آنگاه بقيّه را هلاك كرديم )
( 137 )
( وَ إِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ )
: ( و شما هر روز از ويرانهء آنان عبور مىكنيد )
( 138 )
( وَ بِاللَّيْلِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ )
: ( و همچنين در شب ، آيا باز هم نمىانديشيد ؟ )
در اينجا به داستان لوط عليه السّلام مىپردازد كه بر قومى كه در سدوم زندگى مىكردند مبعوث شد و آنها مرتكب عمل پليد لواط مىگشتند و هر چه لوط عليه السّلام آنها را نهى و انذار نمود ، فايدهاى به حالشان نداشت و در اثر تكذيبشان عذاب الهى به صورت باران سنگ و كلوخ نازل شد و زمين آنها را در خود فرو برد ولى خداوند لوط و خانوادهاش را از اين عذاب نجات داد مگر پيرزنى كه همسر لوط بود و از عمل آن قوم رضايت داشت .
و خداوند ساير آن قوم را هلاك و نابود ساخت ، آنگاه خطاب به مردم حجاز مىفرمايد : شما همواره صبح و شام از كنار سرزمين ويرانه آنها عبور مىكنيد ( چون مردم لوط در سرزمينى ميان راه حجاز و شام زندگى مىكردند ) پس چرا تعقّل نمىكنيد و از سرنوشت آنها عبرت نمىگيريد و مطيع حق نمىشويد ؟ !
( 139 )
( وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ )
: ( همانا يونس از پيامبران بود )
( 140 )
( إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ )
: ( به ياد آر ، آنزمان را كه به جانب يك كشتى
هامش
( 1 ) . در كتاب معانى الاخبار از امام صادق عليه السّلام و نيز از امام رضا عليه السّلام در كتاب عيون روايت شده كه فرمودند : اين آيه به صورت سلام على آل ياسين قرائت مىشود و ( يس ) رسولخدا ( ص ) است و ( آل يس ) ما هستيم .