حسين رؤف بيك در سال پيش بنواحى اين شهر و جنگى كه ميان عشائر با قشون مزبور واقع شد و از پيش بپارهئى از اين حوادث اشاره رفته احوال روحى مردم اين شهر را دگرگون كرده همه را وحشت فراگرفته است بزرگان شهر اغلب از يكديگر بدگمان شدهاند و براى مزيد فساد اخلاق اين مردم طمعى هم پادرميانى نموده كه شرح آن اين است :
نمايندگان آلمان در اين شهر براى موفقيت بكوتاه كردن دست سياست روس و انگليس از ناحيه غرب ايران در صورتى كه قوه در دست نداشته چاره خود را منحصر ديدهاند مردم را بطمع بيندازند پول زيادى بهر عنوان بوده ريخته چشم مردم سالها رنگ طلا نديده را بليرههاى زرد خود آشنا نمودهاند از شهر و ايلات سوار گرفتهاند مواجب گزاف به سوار و سركردگان دادهاند اشخاص طماعى هم بميان افتاده وسيله دخلى براى خود مهيا ساخته و بالجمله افراط و تفريط بسيار در ظرف مدت چند ماه آخر در اين كار شده حتى آنكه اغلب بزرگان شهرى از هرطبقه بعضى براى موافقت كردن و برخى براى مخالفت نكردن در اين كار شركت جسته دادن يكعده سوار را به عهده گرفتهاند به شرط آنكه آنها بميدان جنگ نروند و باصطلاح سياهى لشگر يا وسيله دخل رؤساى خويش باشند آنگاه كسان و بستگان خود را ماهى يكى دو مرتبه بر اسبهاى شخصى سوار و براى نقد نمودن حقوق ماهيانه بآلمانها سان ميدادند در صورتى كه اغلب همان اشخاص شهريه مستقيم و بىبهانه هم از آلمانها داشتهاند و بيشتر سبب ايجاد اين وضع ناپسند ايرانيان بستگان آلمانها بودهاند كه از اين انقلاب و از بىخبرى آلمانها از تقلبات آنها استفاده مينمودهاند بهرصورت آلمانها براى برانگيختن مردم غرب ايران بر ضد روس و انگليس و كوتاه كردن دست مأمورين آنها از مداخله در امور در يك دست طلاى مسكوك و در دست ديگر شلاق سختى گرفته پيش ميروند تا بكجا برسند و نتيجهاش براى ايران چه باشد اما براى آلمان و عثمانى نتيجه دارد چه در ازاى اين پوليكه ميريزند بىآنكه مجبور بلشگركشى و مخارج فوق العاده شده باشند و بدون آنكه جوانان خود را در اين راه بكشتن بدهند از حمله روس به خاك عثمانى جلوگيرى و يك قسمت از قواى روس را كه اگر در حدود ديگر با آلمان و عثمانى روبرو ميشد خسارت مدافعه آن بيشتر از مخارجى بود كه در ايران كرده و ميكنند در ايران معطل و مشغول
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٢٤