تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و عايدات ولايات مزبور را در آنجا تمركز ميدهيم شما هم مبلغى بعنوان قرض دولتى در آن صندوق بگذاريد و كليه مصارف جنگ را از آن صندوق بپردازيم و بودجه موقتى براى ادارات موقتى كه تشكيل ميدهيم ترتيب داده شود كه هم ماليه ما حيف و ميل نشود و هم مصارفى كه شما ميكنيد كمتر و بهتر بوده باشد كنت كانيتز تمجيد كرد اينخيال را و يادداشت نمود كه با نظام السلطنه مذاكره نمايد ولى پيش‌آمد احوال فرصت نداد كه اين كار انجام يابد . و بالاخره اگر بخواهيم تا آنجا كه ممكن است به علت فقدان كنت مزبور پى ببريم و تصوراتى كه او را پيش آمده و او را از زندگانى نااميد كرده حدس بزنيم بايد بگوئيم كه كنت كانيتز اقدام به هلاكت خود نبايد كرده باشد مگر در مقابل يك نااميدى و يك ترس شديد بىاندازه اما نااميدى از اينكه بتواند بواسطه قوائى كه در دست داشت با وجود نرسيدن مهمات و ضديت عثمانيان با او مقصود خود را انجام داده باشد و اما ترس بلى كنت كانيتز اگر بانجام خدمتى كه به عهده گرفته بود موفق ميشد دور نبود در دربار برلن آن آبرومندى را ميداشت كه بتواند بوعده‌هائيكه بنظام السلطنه و غيره داده است وفا نمايد ولى در صورتى كه از رسيدن به مقصد مأيوس بود حق داشت كه در مقابل يك مسئوليت بزرگى خود را ببيند كه براستى وحشت‌انگيز بوده باشد و از قوه تحمل آن خود را عاجز ديده باشد بهر صورت ايرانيان راست كه نسبت به او حق‌شناس باشند خصوصا كه فقدان او بجاى پاى حرفى براى يك صفحه بدبختى ما است كه بىفاصله خواهيد خواند .