تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
نظام السلطنه را حاضر كرده‌ايم و هرگونه مساعدت و تأمينى كه خواسته به او داده‌ايم و خواهشهاى او را برآورده‌ايم ميترسم اين شخص آن طور كه بايد بوعده‌هاى خود كه بما داده است وفا نكند جواب دادم نظام السلطنه عاقبت‌انديش است اگر احتمال ميداد نتواند بوعده‌هاى خود وفا كند چگونه اقدام بچنين كارى ميكرد و بالاخره چون نظام السلطنه از آلشتر به بروجرد آمد و كنت كانيتز از او جدا نميشد تا او را حركت بدهد دو سه روزى كنت مزبور به زحمت شديد گرفتار شده بود كه آن گرفتارى بواقع براى يك تن هرقدر هم كاركن و كاردان باشد زياد بود و مكرر شكوه‌كنان ميگفت من از دست اين مرد عصبانى شده‌ام و با وجود اين دقيقه‌ئى از وقت را فوت نميكرد . يك روز در اطاق كار خود كه اطاق كوچك زيرزمينى بود در باغ بشير الممالك اقامتگاه وى در بروجرد مرا پذيرفت در حالتى كه مشغول نگارش قرارنامه‌ئى بود كه ميخواست بنظام السلطنه بدهد و فوق العاده حواسش مشغول آن كار بود و پىدرپى كارهاى مهم وارد ميشد و از او تكليف ميخواستند و ناچار بود همه را رسيدگى كند با وجود اين با كمال مهربانى و خوشروئى مدتى با من صحبت داشت و ابدا اظهار گرفتارى و پريشان‌حواسى ننمود كنت كانيتز در اين ملاقات بنگارنده اظهار كرد كه بيست و پنجهزار ليره طلا است و اشاره كرد بصندوقى كه در كنار حجره بود اين مبلغ بايستى در كاشان بشونمان كه نماينده ماست برسد براى مصارف جلوگيرى از رفتن قشون روس باصفهان چون راه‌ها ناامن است من اين پول را بشما مىدهم با اجازه اينكه پنجهزار ليره آن را خرج رسانيدن باقى آن بكاشان بنمائيد جواب دادم شما نماينده قوه نظامى آلمان هستيد و تمام قوه ژاندارمرى ايران هم امروز در دست شما است با اين قدرت از رسانيدن اين مبلغ بكاشان اظهار ناتوانى ميكنيد من كه هيچ قوه در دست ندارم چگونه ميتوانم اين كار را انجام دهم خير اگر بيست هزار ليره به من بدهيد براى رسانيدن پنجهزار ديگر قبول نخواهم كرد اگرچه ميبايد دلتنگ شده باشد ولى با كمال خوشروئى مرا تصديق كرد و گذشت و هم در اين ملاقات به او گفتم شايسته است بعد از اين از مصارف بيهوده كردن و پول پاشيدن بىترتيب جلوگيرى نمائيد ما خود صندوق ماليه موقتى دائر بولاياتى كه در تصرف ما است تأسيس مينمائيم