فصل سى و ششم كرمانشاهان و بدبختى
در ابتداى اقامت صحنه از اوضاع سياسى كرمانشاهان خبرهاى بد ميرسيد ميگفتند اقبال الدوله غفارى كاشانى حاكم آنشهر بر ضد نظام السلطنه كارروائى مىكند و او را ياغى بدولت ميخواند ميگفتند كميته دفاع ملى كرمانشاهان كه مركب بود از نمايندگان دو فرقه دمكرات و اعتدال بمانند يك انجمن ولايتى به كارهاى شهرى مشغول و ضمنا در كار وساطت ما بين رؤساى عشائر شهرى ( تا بتوانند قوه مهيا نمايند ) و نمايندگان آلمانى دخالت مينمايد در صورتى كه اعضاى كميته از يكديگر اطمينان ندارند و يك دسته دسته ديگر را خيانتكار ميشمارند ميگفتند عثمانيان در كرمانشاهان نفوذ مخصوص دارند و جمعى از اعيان شهريرا بنام هواخواهى اتحاد اسلام بر ضد اقدامات آلمانيان همراه نمودهاند و بالجمله اخبار كرمانشاه حواس نظام السلطنه را پريشان كرده لازم ديد اقبال الدوله را از آنجا حركت داده يكى از كسان خود را بحكومت كرمانشاهان بگمارد كه از عقب سر خويش اطمينان داشته باشد و بعلاوه آن شهر را براى انجام مقاصد سياسى و نظامى مركز قرار داده اقامتگاه خود نمايد از روى اين خيالات تصور كرد لازم است براى مهيا كردن افكار مردم و فراهم آوردن اسباب تسويه امور كرمانشاهان يكى دو تن را بدانجا بفرستد اين بود كه نگارنده بتقاضاى نظام السلطنه روز دوازدهم ربيع الاول يكهزار و سيصد و سى و چهار ( 1334 ه ) از صحنه بكرمانشاهان رفته بجلوگيرى از فتنه قريب الوقوع ميپردازم كرمانشاهان چون سر راه عراق عرب واقع است و بواسطه مركزيت آن نسبت بعشائر كرد يكى از شهرهاى مهم مملكت ما بشمار ميرود ولى در سالهاى آخرين دچار بدبختيها گشته شرح آمدن سالار الدوله قجر به اين شهر براى جمع - آورى قشون و حمله بتخت و تاج سلطنت در چند سال پيش و حكايت يار محمد خان كرد و انقلابات پىدرپى كه واقع شده و بالاخره واقعه آمدن قشون ترك برياست