مساعدت به ظاهر حاضر گشتند و جمعى از مردم شهر خود را آماده كارزار كردند و عنوان دفاع ملى فى الجمله قوت گرفت .
اگرچه بديهى است از اين گونه قوا در مقابل قشون منظم روس كارى ساخته نيست و لكن اقدام روحانيان در اين كار براى تهييج قواى ايلات و عشائر و براى اينكه دشمنان دين و دولت هيجان ايرانيان را تنها مستند بتحريكات آلمانها و عثمانيان ندانند اثر نيكو داشت .
بالجمله شش روز در عراق مانده زان پس بجانب ملاير روانه گشتم كه از آنجا خود را ببروجرد برسانم در ملاير مانند عراق كار دفاع ملى بىترتيب بود حكومت شهر نظامى و در تحت قدرت ژاندارمرى حاكم هم مجبور بود از حكومت نظامى ژاندارمرى اطاعت نمايد روحانيان آن شهر هم مثل بيشتر شهرها دو دسته بودند اتحاد نميكردند وطنپرستان آنجا ورود مرا براى رفع اختلافات مغتنم شمرده تعطيل عمومى كردند و در مسجد جامع بواسطه يك نطق طولانى كه شد اختلافات آنها به ظاهر بر طرف شده كميسيون اعانه دائر گرديد و بترويج دفاع ملى پرداختند در اين وقت كه مردم در مسجد جامع جمعند پرنس ريس وزيرمختار آلمان از خلجستان برگشته وارد ملاير مىشود علت تعطيل عمومى را ميپرسد و از واقعه آگاه شده از نگارنده تقاضاى ملاقات مىكند در اين ملاقات بعد از اظهار بشاشت از دادن كنفرانس و تهييج خلق ميپرسد نظام السلطنه چگونه آدمى است آيا وطنپرست و آزاديخواه و درستكار است يا خير نگارنده كه نميتواند جواب مثبت قطعى بدهد سكوت اختيار مينمايد پرنس ريس ملتفت مىشود كه جواب مثبت ندارم ميگويد عجبا پس كنت كانيتز « 1 » چگونه از او تعريف مىكند و بگفته او اعتماد كرده قراردادى با او بسته است اظهار بىخبرى ميكنم بعد از اين مجلس بىفاصله روانه بروجرد ميگردم سالها بود بواسطه مناسبت سببى كه رشتهاش به بروجرد و خانواده مظفر الملك منتهى ميشد ميخواستم
هامش
( 1 ) كنت كانيتز نماينده نظامى آلمان است در ايران شخص فعال عصبانى مىباشد مدتى است در جنوب و غرب ايران براى تهيه يك قوه نظامى ملى كار مىكند و اينك در بروجرد و لرستان است .