تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
او بعضى هم احتمال ميدهند نظام السلطنه روابط باطنى خود را با انگليسيها قطع نكرده است و داخل شدن او در اين كار از روى مصلحت بوده كه ظاهرا دشمنان آنها را محدود نگاهدارد و عمليات آنها را خنثى كند تا پيش‌آمدها پرده را از روى حقيقت احوال بردارد هنگام ورود من ببروجرد نظام السلطنه در الشتر شهر دوم لرستان بوده و بجمع آورى قواى الوار ميپرداخت در اين صورت دفاع ملى در بروجرد و لرستان در تحت قدرت و دائر مدار اقدامات نظام السلطنه بود پس من كه ظاهرا براى تهييج ملت به تهيه قوه ملى ديدن ببروجرد رفته بودم بواسطه اين اوضاع و بىاعتمادى كه بعمليات نظام السلطنه داشتم به حال يأس افتادم ولى بناچارى دو سه هفته انتظار ورود نظام السلطنه و ديدن نتيجه اقدامات او را كشيدم و هرچه توانستم كتبا او را ترغيب و تحريص بتعجيل نمودن در عمليات كردم نظام السلطنه دو پسر تحصيل‌كرده دارد كه در ايام اقامت من در سويس آنجا تحصيل مينمودند و با من رابطه داشتند در اينوقت كه نظام السلطنه با صاحبمنصبان سوئدى كه ژاندارمرى را اداره ميكنند و صاحبمنصبان آلمانى كه بطور فوق العاده بايران آمده‌اند براى مساعدت نمودن به اين جنك مراوده و مخالطه مينمايد وجود دو فرزند تحصيل‌كرده براى او نعمت بزرگ شمرده مىشود . اكنون نظرى بميدانهاى جنك بيندازيم قواى جنگى تا امروز مركب است از ژاندارمرى كه از هرجهت ده هزار نفر ميشوند و نصف آنها مىتوانند بميدان جنگ حاضر گردند ديگر قوه مجاهدين كه آنها هم در همه جا به دو هزار نفر ميرسد ديگر سوارى كه آلمانها اجير كرده‌اند آنها هم يكهزار نفر هستند از بختيارى و كاشانى و غيره هم دو هزار نفر ميتوان بشمار آورد يكى دو فوج هم از سربازان قديم در تحت رياست رؤساى ژاندارمرى حاضر خدمت شده‌اند اين قوه ده دوازده هزار نفرى متفرق است يكقسمت در همدان يكقسمت در ساوه يكقسمت در عراق يكقسمت در ملاير و نهاوند و تويسركان و بروجرد يكقسمت در كرمانشاهان و كردستان و هرقسمت مركب است از ژاندارمرى و غيره اين قسمت كه در همدان بودند چنان كه گفته شد گردنه آوج را تصرف كرده به خيال خود راه قزوين بهمدان را گرفته بودند ولى غافل از اينكه روسها از راه بيراهه بسروقت آنها خواهند آمد قشون روس بعد از شكست خوردن از ژاندارمرى